X
تبلیغات
رایتل

نمایش خانه درباد روایتی ازمصائب زندگی نسل خودساخته و نمونه عینی ازیک رزمنده

13 تیر 1396 ساعت 14:09







نمایش خانه درباد روایتی ازمصائب زندگی نسل خودساخته ونمونه عینی ازیک رزمنده


در انتقال واقعیات جنگ و هشت سال دفاع مقدس به نسل جوان کوتاهی  شده است



 

روز دوشنبه 12 تیرماه توفیقی دست داد تا در سالن استاد صادقی تئاتر شهر تبریز در معیت هنرمندان و بزرگان تئاتر شهر تبریز همچون محمود اخی، دارا علی آبادی و رحیم عباس زاده از نزدیک نمایش « خانه در باد» به نویسندگی و کارگردانی سرکار خانم مرضیه محمدزاده قاضی جهانی را ببینم نمایش و اثری که منتخب استانی جشنواره تئاتر بسیج  بوده و داستان خانواده‌ای را روایت می‌کند که برای حل مشکل‌کاری پدر هرکدام راهی را انتخاب می‌کنند اما بین مرد و پسرش که یکی ریشه در جنگ دارد و دیگری ریشه در فضای ضد جنگ اختلافی در می‌افتد، نمایشی که هنرمندانی چون علی مجید‌پور، نادره برماس، صحرا فیروزی، سعید فرزانه راد، اسماعیل شهبازی و مرضیه محمدزاده به ایفای نقش پرداخته‌اند.

بنده خود را صاحبنظر و منتقد تئاتر نمی دانم و ادعایی هم در این زمینه ندارم ولی پس از حضور در تئاتر شهر تبریز و دیدن این نمایش لازم دانستم که در قالب نقدی از سوی یک تماشاگر غیرحرفه ای و آماتور این نمایش که در مورد اجزای کلی تئاتر اطلاع چندانی ندارد مطالبی در مورد محتوا ، بازیگران ، متن و محل اجرای نمایش که همگان می توانند در این موارد نظر داشته باشند به سمع و نظر خوانندگان عزیز برسانم.

قبل از اینکه به محتوای نمایش بپردازم لازم می دانم از بازیگران و همه مجموعه عوامل نمایش «خانه در باد» به ویژه نویسنده و کارگردان فعال، کوشا، هنرمند وجوان آن تشکر و سپاس قلبی خودم را ابراز دارم به لحاظ اینکه در موفقیت این نمایش متن قوی نمایشنامه سهم فراوانی داشته و باید بگویم فضای بصری مورد نیاز نمایش در آن خلق شده بود نورپردازی، انتخاب موسیقی، چهره پردازی ، طراحی صحنه و انتخاب لباس در کنار بازی های صادقانه بازیگران و اینکه هنرمندان مجموعه در خدمت نقش محول شده بوده و درونی شدن مجموعه در باورپذیری نمایش از جانب تماشاگران نقش اساسی ایفا نموده بود و یک تماشاگر، با تماشای  این نمایش، از یک سو، باتکیه بردانش، تجربه های زیستی و توان خود در تحلیل نشانه ها به فرایافتی از مضمون و درونمایه آن دست پیدا می کند چراکه روایتی از مشکلات روزمره ای است که ممکن است اکثر ببینندگان این نمایش در زندگی خود با آن درگیر باشند چه اینکه دلیل گرایش ما به تئاتر، در وحله نخست، نه جذابیت های دیداری صحنه ها و دکورها و نه حتی نمایشنامه ها و بازیگران بلکه، تمایل مان به تماشا و بررسی خودمان بوده است در واقع، ما تئاتر را به عنوان امکانی برای شناخت و کشف خودمان مورد توجه قرارداده ایم هنری که عمیقاً انسانی است و اگر ما ذاتاً با جوهره تئاتر آشنایی داریم علت اش این است که آن را در زندگی واقعی مان عملاً زندگی می کنیم و این موضوع عملاً در نمایش «خانه در باد» به لحاظ اینکه روایتی واقعی از مشکلات درهم تنیده زندگی یک خانواده ایرانی است به نمایش گذاشته شده است  .

باید گفت رمانها، داستانها و نمایشنامه های دفاع مقدس سهم شایسته ای در تئاتر کشورمان ندارند و موضوعات دفاع مقدس در تئاتر بسیار کم جلوه گر شده اند و در انتقال واقعیات جنگ و هشت سال دفاع مقدس به نسل جوان کوتاهی  شده است چراکه نویسندگان نمایشنامه ها با یک حال و هوایی در رابطه با جنگ می‌نویسند که مخاطب با همان حال و هوای نویسنده آن را نمی‌خواند بنابراین لذتی که بتواند یک کارگردان را ترغیب به اقتباس برای تولید اثری به ‌روز اما بر پایه اصل وقایع آن رمان و داستان سازد به وجود نمی‌آید  نسل سوم و چهارم پس از انقلاب تقریباً هیچ سهمی در واقعیات، ماهیت وجودی حضوری، فلسفه و رخدادهای عجیب و قریب جنگ و هشت سال دفاع مقدس نداشته‌اند و همچنانکه در نمایش «خانه در باد» نیز با توجه به اختلاف فکری پدر و پسر و نوع نگاه متفاوتشان به جنگ مشاهده می شود نسل امروزی در برخی موارد جنگ را مورد نقد منفی قرار می‌دهند نه تنها ارزش‌های جنگ برایشان مکشوف نیست بلکه نسبت به آن معترض هم هستند به والدین خود معترضند که این چه وضعیتی بود که شما به آن تن داده اید نویسنده نمایش  « خانه در باد » با این مخاطب روبه‌رو بوده و تلاش نموده به مخاطبی که حق دارد به دلیل فاصله تاریخی با وقایع جنگ، درک درستی از ارزش‌های آن نداشته این ارزش‌ها را به این نسل اثبات و منتقل نماید و با توجه به اینکه کارگردان این نمایش خود نویسنده آن نیز می باشد و به واسطه جوانی اش آنچنانکه باید و شاید دوران جنگ را لمس ننموده ولی برغم آن جای تقدیر دارد که به درستی توانسته در انتقال مفاهیم جنگ و مشکلات رزمندگان واقعی هشت سال دفاع مقدس نقش اساسی ایفا نماید و نمایشنامه را در صحنه تئاتر به درستی خلق نماید.

متن نمایش نگاهی امروزی دارد و مسائل و معضلات اکنون جامعه و مردم به ویژه پیشکسوتان جبهه و جنگ را که با آن دست ‌به‌گریبان هستند نشان می‌دهد کم نیستند و هنوز هستند کسانی که برای رسیدن به پست و مقام و اهداف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... احراز مناصب دولتی به هر کار از جمله فدا کردن باورها و اعتقادات مردم و سوء استفاده از این باورها و اعتقادات و ارزشها و سو استفاده از خون شهدا و سوء استفاده از افتخاراتی که خود یا دیگران در طول هشت سال دفاع مقدس کسب نموده اند، و شعار دادن و حرف زدن و پایمال کردن حق ‌وحقوق مردم و... دست می یابند و در مقابل هستند ایثارگران و رزمندگان گمنام زیادی که نسل های سوم و چهارم از گذشته پرافتخار آنان در ایام دفاع مقدس و جنگ تحمیلی اطلاع چندانی ندارند چه اینکه در این مسیر تنها با خدا معامله نموده و خدمات و مجاهدت هایشان  مغفول مانده است آنها هرگز نخواسته و به خود اجازه نداده اند که به واسطه ایثارگری از منافع و مواهب آن خود یا فرزندان و بستگانشان منتفع شوند و چنانچه در نمایش خانه در باد می بینیم دختری که می توانست با برگه ایثارگری پدر ، استخدامش تثبیت و حالت رسمی به خود بگیرد و یا پسری که به واسطه حضور پدر در خط مقدم جبهه ها از میزان خدمت سربازیش بکاهد عملاً به واسطه اعتقادات مخلصانه پدر به عنوان نسل خودساخته و نمونه عینی از یک رزمنده دفاع مقدس نفی می شود .

و در پایان موردی که لازم می دانم طرح موضوع نمایم اینست که با دیدن وضعیت سالنهای تئاتر شهر تبریز برای مسئولین فرهنگی شهرمان در سه دهه گذشته متاسف شدم چراکه ساختمان قدیمی تئاتر شهر تبریز، شایسته کلانشهر بزرگی همچون تبریز به عنوان شهر اولین ها که اولین نمایشنامه و تئاتر کشور به سال 1261 در این شهر شکل گرفته نبوده و تجهیزات فرسوده آن نیازی به نوسازی دارد متاسفانه این مجموعه با شرایط ایده آل، استاندارد و هنرمندان بزرگی که تبریز در عرصه تئاتر تحویل داده فاصله زیادی دارد که امید می رود برای وضعیت تئاتر شهر تبریز چاره ای اساسی اندیشیده شود و قدمهایی موثر توسط مسئولین فرهنگی استان و تبریز در این مسیر برداشته شود.

 

*** وحید کاظم زاده قاضی جهانی









 






نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد