| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
| 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
| 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
| 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
| 29 | 30 |
v جنگ تحمیلی و نقش مردم قاضی جهان

مردم قهرمان پرور و شهید پرور قاضی جهان در جریان جنگ هشت ساله و دفاع مقدس رشادت های مختلفی چه در خط مقدم و چه در پشت جبهه از خود نشان داده و بهترین فرزندان خویش را در راه دفاع از حیثیت ملی روانه جبهه های حق علیه باطل کردند. دهها انسان مصمم و آگاه از دیار قاضی جهان در راه پاسداری از آرمانهای انسانی و مراقبت از مرزهای جمهوری اسلامی ایران جان باختند.
همچنانکه گفته شد همزمان با شروع جنگ تحمیلی، یورش ددمنشانه رژیم بعث صدام از یک سو و حملات مسلحانه دموکراتها و مجاهدین خلق (منافقین)به کردستان و باختران از سوی دیگر، اولین گروه سی نفری از رزمندگان و سپاهیان آذرشهر در تاریخ 2/5/59 به شهر تکاب اعزام شدند که در میان ایشان افرادی همچون حسین ایمانی، علی لطفی، جوادمیرابی، اسماعیل باقرپور و اسماعیل سیاهی از قاضی جهان نیز حضور داشتند . در دومین اعزام نیز حمید ایمانی به سردشت اعزام گردید و در سومین اعزام رزمندگان و بسیجیان داوطلب قاضی جهان که در تاریخ سیزدهم فروردین سال 60 به وقوع پیوست افرادی همچون ابراهیم حسنی، ابوالفضل سلطانی ، حبیب زارع، هوشنگ صادقی، مصطفی پورصادق، شهید جعفر غفاری، جواد پورخلیل وکاظم گلچین به سرپرستی علی لطفی به جبهه های منطقه مهاباد اعزام شدند که در این اعزام جعفر غفاری به فیض رفیع شهادت نائل گشت و پس از این اعزام ، قاضی جهان از توابع شهرستان آذرشهر نسبت به جمعیت و وسعت خویش در منطقه بیشترین اعزام به جبهه ها را داشته و در این راه تعداد 24 شهید تقدیم اسلام و انقلاب نموده است که در این قسمت شمه ای از شرح حال و گوشه ای از خاطرات و وصایای تعدادی از آنها را در ادامه می آوریم ، باشد که ادامه دهنده راه این عزیزان باشیم انشاءالله.

·
جعفر عبدلی فرزند محمد در تاریخ 6/6/1334 دیده به جهان گشود. وی مسئول هسته مقاومت بسیج ، مسئول مخابرات و کتابخانه شهید بهشتی قاضی جهان بود که در تاریخ 25/9/61 به جبهه های حق علیه باطل اعزام و در تاریخ 17/11/61 در عملیات مقدماتی والفجر در جنوب فکه توسط دشمن بعثی زخمی و سپس به درجه رفیع شهادت نایل گشت.
در قسمتی از وصیت نامه آن شهید می خوانیم :
« تنها سفارش بنده به برادران حزب الهی این است که از این انقلاب اسلامی و از رهبر آگاه و روشن دل خود پشتیبانی کنید و پایگاه را خالی نگذارید و هرقدر توان دارید با مردم رفتار و برخورد اسلامی داشته باشید چون ما که خود را سرباز اسلام می دانیم لذا در عمل باید نشان دهیم ».
در میان خاطرات و نوشته های فرمانده شهید جعفر عبدلی که در تاریخ 26/10/61 نگاشته شده به مطالب زیر بر می خوریم:
«امروز یکشنبه 26/10/61 می باشد. خداوندا مرا ببخش که نتوانستم کار نیکی انجام دهم همیشه از مسرفین و گناهکاران بودم امّا می دانم تو رحمان و رحیم هستی و کرم و عفو تو بزرگتر از آن است که بتوان با قلم وصف نمود .
سخنرانی ها و آموزش های مداوم نشان می دهد که حمله نزدیک است و باز می دانیم این آموزشها و سلاح ها هیچ اند و فقط یاور و نگهدار ما الله می باشد و اوست که با دشمنانش با غضب رفتار می کندو با دوستانش مهربان و همچنین می دانیم که فرماندهی اصلی جبهه ها بدست آقـا حضرت امام زمان (عـج) می باشـد و انشـاء الله پیروزی نزدیــک است ... خداوندا تـو خود می دانـی که مـن بـرای چه بـه جبهــه آمده ام ... همیشه حسین حسین می گفتم و حالا موقعش رسیده است که به ندای حسین لبیک گویم و به جهاد با دشمنان اسلام برخیزم .
خداوندا قدمهای مرا در نابود کردن باطل، استوار و محکم و برایمانم بیفزای ...
خداوندا این بنده ذلیل با زبان بسته و باجان بی دست و پا کاری از دستش بر نمی آید و اعتراف می کنم که به جز جان که تمام سرمایه ام می باشد چیزی ندارم که آنهم صاحبش تو هستی و من هم در راه دین محمدی (ص) و تداوم انقلاب به میدان کارزار می روم و بدینوسیله این امانت را به صاحبش پس می دهم
بلی جان چه باشدکه نثار قدم دوست کنم این متاعی است که هر بی سرو پایی دارد».
·
مرتضی ملائی فرزندگرامی حجت الاسلام حاج میرزا محمد علی ملائی می باشد که در تاریخ 1/3/1337 در خانواده ای روحانی دیده به جهان گشود. دفاع از آب و خاک یک فریضه ملی و اسلامی است لذا شهیدمرتضی ملائی هم این فریضه را احساس کرد و در کنار دیگر رزمندگان قرار گرفت. تعلیمات مذهبی و الگوهای موجود در جامعه سبب ساز گردید تا موقعیت ها را خوب بشناسد لذا جائی که لازم است پاسخ مثبت دهد پاسخ مثبت و در غیر اینصورت پاسخ منفی می دهد چنانکه می بینیم در اواخر حکومت جائر پهلوی در اعزام به خدمت سربازی از دست مأموران فرار می کند چرا که خدمت به شاه ملعون را به مصلحت اسلام و میهن نمی داند ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی داوطلبانه به خدمت مقدس سربازی اعزام می گردد.
زمـانی که جنگ تحمیـلی آغاز می شود وی دوره های پیشـرفته رزمی اردنانس را طـی می کند و در جنگ هـای نامنظم جبهه های غرب به صف یاران دکتــر شهید چمران پیوسته و در کنار دیگر رزمندگان قرار می گیرد.
وی پس از ماهها مبارزه و مجاهدت بالاخره به آرزوی دیرینه اش رسید و در تاریخ 21/1/60 در ماهشهر و در عملیات حصر آبادان توسط دشمن بعثی به فیض عظیم شهادت نایل گردید.
·
حسن بایرامی فرزند حسین در تاریخ 10/2/1332 در قاضی جهان دیده به جهان گشود. وی از عاشقان و دلباختگان سالار شهیدان امام حسین(ع) بـــود لــــذا به مداحی و مرثیه سرایی مصایب ائمه اطهـــار می پرداخت و در هیئت اکبریه از هیچ کوششی دریغ نمی ورزید. وی از فعالان عرصه انقلاب و جنگ بود لذا در کنار شهید جعفر عبدلی در هسته مقاومت قاضی جهان در تشکیل و ساماندهی بسیج تلاشهای مؤثری انجام داد. وی در اوایل انقلاب با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به توصیه حضرت آیت الله شهید مدنی وارد سپاه شد و خدمات در خور توجهی در آن به منصه ظهور رساند. وی همزمان با شروع جنگ تحمیلی در سال 1360 با تعــدادی از برادران سپــاهی عــازم مناطق عملیــاتی شد و در تاریخ 20/9/60 در منطقه سر پل ذهاب توسط دشمن بعثی به درجه رفیع شهادت رسید و در راه مولایش امام حسین(ع) جان به جان آفرین تسلیم نمود.
·
جعفر غفاری فرزند مشهدی علی در تاریخ 28/9/41 در قاضی جهان دیده به جهان گشود و در تاریخ 13/1/60 همزمان با اولین اعزام بسیجیان قاضی جهان به مناطق عملیاتی به مهاباد اعزام شد و در تاریخ 8/2/60 در روستای دارلک مهاباد توسط نیروهای ضد انقلاب و دموکرات زخمی و سپس به درجه رفیع شهادت رسید.
·
حسین اصغرپور فرزند حاج علی است که در تاریخ 12/12/38 در قاضی جهان دیده به جهان گشود. وی در تاریخ 20/3/59 در شهر بانه توسط نیروهای ضدانقلاب و دموکرات مجروح و سپس به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
·
اکبر خاکسار فرزند ابوالقاسم است که در تاریخ 28/1/40 در قاضی جهان متولد شد. وی در تاریخ 11/6/60 در منطقه گیلان غرب در درگیری با اشرار و قاچاقچیان به درجه رفیع شهادت رسید.
·
ابراهیم صادقی فرزند علی است که در تاریخ 17/7/60 در منطقه عملیاتی کردستان به شهادت رسید.
·
ناصر عبدالی فرزند کرمعلی و همچنین فرزند مرحوم سرکار خانم فاطمه همایون مقدم است که در سال 1334 دیده به جهان گشود. وی در تاریخ 7/1/1361 در عملیات فتح المبین در منطقه دشت عباس دهلران توسط دشمن بعثی به شهادت رسید.
در قسمتی از وصیت نامه آن شهید می خوانیم :
« مسلم است که بالاخره روزی این جان هااز بین خواهد رفت و روح به عالم ابدیت پرواز خواهد کرد حال چه بهتر که این جدا شدن در راه خدا باشد ما در راه خدا گام برداشته ایم و امیدواریم که خداوند این شهادتها را که فقط به خاطر گسترده تر کردن فرمانهایش می باشد بپذیرد ».
·
محمد نصیری فرزند حاج حسین می باشد که در تاریخ 2/4/44 به دنیا آمد. وی در تاریخ 24/4/61 در منطقه مهاباد در درگیری با نیروهای ضد انقلاب و دموکرات به درجه رفیع شهادت رسید.
·
ابوالفضل آقامحمدزاده فرزند حاج اسدالله است که در تاریخ 9/11/36 در قاضی جهان در خانواده ای مذهبی پا به عرصه وجود گذاشت. وی همزمان با ایجاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به دستور امام راحل، وارد سپـاه گردید و با شــروع جنگ تحمیلـی عازم مناطق عملیاتی شد و در تاریخ 11/7/61 در عملیات شهادت طلبانه مسلم بن عقیل در منطقه سومار توسط دشمن بعثی به آرزوی دیرینه اش رسید و شربت شهادت را چشیده جان به جان آفرین تسلیم نمود.
·
جعفر میرابی فرزند غلامعلی است که در تاریخ 30/10/39 در قاضی جهان دیده به جهان گشود. وی در تاریخ 7/12/62 طی عملیات خیبر در منطقه عملیاتی جزایر مجنون توسط دشمن بعثی به درجه رفیع شهادت رسید.
·
داود محمودزاده فرزند حسین است که در تاریخ 3/3/48 دیده به جهان گشـود و در تاریخ 27/12/63 در سردشت به شهادت رسید.
·
صالح جباری فرزند غلامعلی است که در تاریخ 10/7/40 دیده به جهان گشود. وی در تاریخ 22/11/64 در اروندرود توسط دشمن بعثی به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
·
یعقوب محمد علی زاده فرزند محمدحسن است که در تاریخ 11/12/47 دیده به جهان گشود. وی در تاریخ 4/9/65 در بمباران دشمن بعثی در منطقه دزفول به درجه شهادت رسید.
·
حبیب پور محمدی فرزند غلامرضا است که در تاریخ 10/9/44 در قاضی جهان دنیا آمد وی در تاریخ 22/10/65 در عملیات کربلای 6 در منطقه عملیاتی نفت شهر (شلمچه) توسط دشمن بعثی به درجه رفیع شهادت نایل گشت.

·
حسین محمدعلی زاده فرزند برومند حجت الاسلام و المسلمین حاج میرزااحمد محمدعلی زاده (صالحی) است که در تاریخ 2/1/41 در قاضی جهان در خانواده ای روحانی و مذهبی پابه عرصه وجود گذاشت پدرش که از روحانیون با ایمان و مهذب قاضی جهان بود به دلیل علاقه وافری که به سید و سالار شهیدان امام حسین(ع) داشت نام فرزندش را حسین نهاد و وی از کودکی تحت تربیت های مؤثر پدر بزرگوارش قرار گرفت. وی پس از اخذ دپیلم وارد دانشگاه گردید و پس از اخذ مدرک مهندسی راه و ساختمان و بر عهده گرفتن مسئولیتهایی در بخشداری آذرشهر عازم جبهه های جنگ حق علیه باطل گردید و در تاریخ 14/4/66 در منطقه عملیاتی آبادان توسط دشمن بعثی به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
·
حسـن عاملـی متولد 1340 و دامـاد گرامـی سرکار خانـم فاطمـه همایـون مقدم می باشد که در تاریخ 17/6 /62 در پسوه به درجه رفیع شهادت نایل گشت.
·
میرجواد سجادی فرزند مشهدی میر هاشم است که در سال 1339 در قاضی جهان دیده به جهان گشود. وی پس از اخذ دیپلم همزمان با تشکیل کمیته های انقلاب اسلامی به فرمان امام خمینی (ره) وارد این کمیته ها گردید و در این کمیته ها در مبارزه با مجاهدین خلق(منافقین)، دموکراتها، اشرار و قاچاقچیان و نیروهای ضد انقلاب ارومیه مجاهدت های فراوانی نمود . وی که یکی از فرماندهان عالی رتبه کمیته های انقلاب اسلامی ارومیه بود و مسئولیت پایگاه های پانزده گانه الواج را بر عهده داشت همزمان با شروع جنگ تحمیلی عازم مناطق عملیاتی سردشت و گیلان غرب گردید و 42 ماه مداوم در خط مقدم جبهه های جنگ به جانفشانی و از خود گذشتگی پرداخته و در مبارزه با احزاب کومله و دموکراتها لحظه ای درنگ نمی کرد و عاقبت در تاریخ 3/10/65 در منطقه اسلام آباد توسط کمین همین نیروهای ضد انقلاب به اتفاق تعدادی از همرزمانش به آرزوی دیرینه اش نایل آمد و جام شهادت را سر کشیده و به لقاء الله پیوست.
·
محمدحسیــن زینال زاده فرزند غلامعلی است که در سال 1312 هجری شمسی در قاضی جهان در خانواده ای مذهبـی پا به عرصـه وجود گذاشت. وی همزمـان با تشکیـل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد این نهاد مقدس گردید و در 27/5/66 در عملیات نصر 7 در منطقه بوالفتح توسط دشمن بعثی عراق به درجه رفیع شهادت رسید.
·
یحیی نصیری فرزند حاج احمد می باشد که در تاریخ 1/9/46 در خانواده ای مذهبی و انقلابی دیده به جهان گشود. وی در تاریخ 8/3/66 در منطقه عملیاتی شلمچه توسط دشمن به فیض عظیم شهادت نایل آمد.
·
مصطفی پورحسن فرزند محمدحسین در تاریخ 2/2/48 در قاضی جهان دیده به جهان گشود وی در مورخه 21/1/67 در منطقه عملیاتی مریوان(کله قندی) توسط دشمن بعثی به درجه عظیم شهادت رسید.
·
ابراهیم عباس زاده فرزند عباس است که در مورخه 19/5/47 در قاضی جهان به دنیا آمد. وی در مورخه 18/5/67 در منطقه عملیاتی پیرانشهر توسط دشمن بعثی به فیض شهادت نایل گردید.
·
جواد قنبری فرزند حسن است که در تاریخ 13/10/34 در خانواده ای مذهبی و انقلابی دیده به جهان گشود. وی پس از اخذ دیپلم به فعالیت های سیاسی و انقلابی در شهرهای ارومیه، قم و تهران روی آورده بطوریکه همواره تحت تعقیب ساواک قرار داشت. وی در اوایل انقلاب به عنوان مسئول مبارزه با مواد مخدر ارومیه منصوب و پس از آن با ورود به سپاه پاسداران در سالهای 58 و 59 به ترتیب به عنوان فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستانهای بازرگان و ماکو به انجام خدمت مشغول بوده است.
وی پس از سالها تلاش جهادی و مبارزه با منافقین ، احزاب کومله و دموکراتها بالاخره در تاریخ 25/3/59 در شهرستان ماکو توسط عمال دموکرات به فیض عظیم شهادت نایل گردید و در جوار رحمت الهی آرام گرفت.
در وصیت نامه آن شهید می خوانیم :
«از پدر و مادرم می خواهم اگر شربت شهادت نصیبم شد با بی تابی مرا در پیشگاه خدا، رسول اکرم (ص) و ائمه اطهار(ع) خوار و ذلیل نسازند و بدان افتخار نمایند».
جریان چماق بدستان و واکنش مردم قاضی جهان
از جمله مسائلی که پس از پیروزی انقلاب در اسفند ماه سال 1357 نوعی رعب و وحشت عمومی را در مردم منطقه ایجاد نمود جریان چماق بدستان بود. ماجرا بدین شکل بود که خبری در سطح منطقه آذرشهر شایع گردید که عواملی از سلطنت طلبان و شیخی مذهبان منطقه در حمایت از شاه فراری قصد دارند از طرف عجب شیر، گوگان و دستجرد به آذرشهر و قاضی جهان حمله برده و مردم انقلابی منطقه را با چوب، چماق، شنه، قمه و سلاح های گرم مختلف مورد تاخت و تاز قرار داده و حلاوت و شیرینی ناشی از پیروزی انقلاب را از بین ببرند. به محض پخش این خبر، مردان و زنان انقلابی قاضی جهان با هر وسیله که در توان داشتند اقدام به سنگربندی نموده و به انواع اقلام دفاعی تجهیز گریدند. گروهی از جوانان با تشکیل تیم های دفاعی اقدام به ایجاد سنگرهای دفاعی و کمین در مبادی ورودی و حساس قاضی جهان نموده و آنها را با امکانات خاصی از جمله اسلحه و سلاح های سردو بنزین و غیره برای مقابله با چماق بدستان تجهیز نمودند که صحنه های بسیار باشکوهی در دفاع از انقلاب را خلق نموده بود در این حین افرادی از جوانان با موتورهای تیز رو به شناسایی و کسب اطلاعات و اخبار به اطراف و نواحی جنوب و غرب قاضی جهان عزیمت نموده و خبر آوردند که اصلاً چنین اخباری صحت نداشته و همه اینها صرفاً شایعه و جنگ روانی دشمن در جهت اختلاف افکنی در بین مردم منطقه می باشد و بعد ها مشخص گردید که غائله شیخی مذهبان در گوگان توسط مردم انقلابی این شهر در نطفه خاموش گردیده و چماق بدستانی که از طرف عجب شیر به سمت آذرشهر به راه افتاده بودند تعدادی از روستاییان روستاهای بالای آذرشهر همچون هرگلان بودند که به محض اطلاع از پیروزی انقلاب شادی کنان با بدست گرفتن چوب،چماق و بیل جهت حمایت از انقلاب اسلامی روانه آذرشهر گردیده بودند که تعدادی از مردم انقلابی آذرشهر به محض رسیدن خبر جهت از بین بردن تبعات ناشی از شایعه چماق بدستان و از بین بردن رعب و وحشت مردم، این کاروان انقلابی را آرام نموده و آنها را وادار به مراجعت به روستاهای خود نمودند. باری به هر جهــت شور ، نشاط ، غیــرت و هیجان مرد و زن قاضی جهانی در این حادثه بسیار جالب ،ستودنی و افتخار آمیز بود.
ابوالفضل خوشبخت اولین شهید شهرستان آذرشهر

ابوالفضل خوشبخت قاضی جهانی فرزند حاج احمد است که در سال 1325 هجـری شمسی در قاضی جهان در خانواده ای مذهبی و انقلابی دیده به جهان گشود وی پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی وارد کسب و کار گردیده و ابتدا مدتی در کنار پدرش به امر کشاورزی می پردازد و سپس به قالیبافی روی آورده و پس از به کار انداختن کارگاه قالیبافی در سال 1352 در آذرشهر به تجارت قالی پرداخت.
شهید خوشبخت از عاشقان و شیفتگان اهل بیت عصمت و طهارت بود لذا به مداحی و مرثیه سرائی چهارده معصوم می پرداخت و در این راه از هیچ کوششی دریغ نمی کرد چنانچه در سال 1348هجری شمسی به پشنهاد وی هیئت اکبریه قاضی جهان تأسیس و راه اندازی گردید و توانست در جهت بسط و توسعه معارف اسلامی خدمات در خور توجهی ارائه نماید و در امر پخش اعلامیه ها و نوارهای امام راحل و نیز آگاهی مردم انقلابی قاضی جهان از طریق این هیئت به موفقیت های روز افزونی دست یابد.
شهید خوشبخت پس از شهید آیت الله شیخ حسین غفاری که در دی ماه 1352 در زندان ساواک بوسیله عوامل اطلاعاتی رژیم به درجه شهادت رسیده بود بعنوان اولین شهید منطقه آذرشهر محسوب می شود که در درگیریهای خیابانی با عوامل رژیم جان به جان آفرین تسلیم و با شهادتش آغاز گر حرکت های بعدی مردم آذرشهر تا پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن گردید.
شایان ذکر است پدر آن شهید، مرحوم حاج احمد خوشبخت با آیت الله شهید مدنی به جهت همسفری در زیارت خانه خدا، دوستی و رفاقت دیرینه داشت و پس از شهادت شهید خوشبخت، شهید مدنی با حضور در منزل این شهید نسبت به مقام مشامخ این شهید ادای احترام نمود و جهت انسجام حرکتهای انقلابی مردم قاضی جهان توصیه ها و رهنمودهای لازم را ارائه فرمودند. رسول خوشبخت در مورد برادر شهیدش می گوید:« وی شخصی با اخلاق و انساندوست بود و همیشه از حق پشتیبانی می نمود ولو به زیان خود وی تمام می شد و توصیه میکرد که سعی کنید در عمل نیت پاک و خالص داشته باشید چه بسا اشخاصی هستند که عمرشان رادرعبادت وقرائت قرآن سپری نموده انداما زمانیکه ازدنیارفته اند بی ایمان بوده اند و در مقابل افرادی نیز بوده اند که خود را گنه کار و پست ترین افراد جامعه تلقی نموده اند اماسرانجام با یک عمل خالصانه و خداپسند مغفور و با ایمان دنیا را ترک گفته اند لذا سعی کنید مردم را از خود نرنجانید و با خلق و خویی نیک با ایشان مدارا نمایید».
بعد از شهادت ابوالفضل خوشبخت، شاعر بزرگ کشورمان جناب آقای کریمی مراغه ای در مورد وی چنین سرود که این شعر بر روی قبر وی نقش بسته است:
بهارم شد خزان از تیـر جانسوز بدسـت پاسبانـان تبـه کــار
شهیـد دست استبــداد گشتم بـراه دیــن نمـودم ثـار ایثار
ابوالفضلم بلی خوشبخـت بودم بقرآنم زجان گشتم فدا کـار
هزار و سیصد و پنجاه و هفتـم نه آبان شدم فارغ از این دار
v رویدادهای انقلاب اسلامی و نقش مردم قاضی جهان
با شروع قیام 15 خرداد ماه سال 1342 به رهبری امام خمینی(ره) و آغاز نهضت عظیم انقلاب اسلامی، مردم قاضی جهان نیز همگام با سایر شهرها و روستاهای کشور به دریای خروشان مردمی پیوسته و با حضور منسجم در تظاهرات، راهپیمائیها و مخالفتهای عمومی مردمی علیه رژیم طاغوت پهلوی، خشم و نفرت خود را از آمریکا و دست نشانده داخلی اش محمدرضا شاه بروز داده و ایجاد حکومتی اسلامی به رهبری امام را خواستار شدند شاید اغراق نباشد اگر بگوییم در این گونه از حرکت ها از سایر شهرها و روستاهای منطقه بخصوص آذرشهر و گوگان پیشتاز بوده و تعدادی از جوانان همچون مرحوم حاج علی سلیم زاده،مرحوم میرمحمود حفاری، مرحوم اصغر رنجبری ، حاج محمد پورصادق، مرحوم قدیر وثوقی ،علی نمازی و...با مسافرت های مکرّری که به شهر مقدس قم، تهران و تبریز می نمودند با دریافت پیام ها، اعلامیه ها و نوارهای سخنرانی حضرت امام و پخش و تکثیر آن در بین مردم به وظیفه دینی خویش در قبال حکومت جائر، جامه عمل می پوشاندند و از طریق مسجد جامع و مسجد حضرت ابوالفضل(ع) و نیز از طریق هیات های مذهبی و حسینی قاضی جهان در بیداری عمومی مردم نقش بسزایی ایفا می نمودند که فعالترین نقطه از این حیث عمدتاً محل چایخانه مسجد حضرت ابوالفضل(ع) قاضی جهان بود که هر شب در پوشش برنامه های مذهبی، زمینه های بیداری و حرکتهای پنهان انقلابی ریخته می شد و اعلامیه ها و پیام های حضرت امام در این محل تکثیر و پخش می گردید.
در قیام 29 بهمن 1356 تبریز گروهی از مردم قاضی جهان نیز همدوش مردم تبریز در این قیام سهمی هرچند اندک داشته و حضور انفرادی تعداد از جوانان در این شعور انقلابی شور آفرین گردیده و توانستند پیام این قیام را به مردم آذرشهر و قاضی جهان انتقال دهند.
از دیگر اقدامات در خور توجه مردم قاضی جهان و بخصوص دانش آموزان و جوانان قاضی جهانی که برای کسب علم و تحصیل به آذرشهر رفت و آمد می کردند هدایت و رهبری و شرکت در تخریب میخانه و مشروب سازی آذرشهر همزمان با پاییز سال 57 بود که این حرکت انقلابی نقش بسزایی در شروع تظاهرات و تداوم راهپیمائیها بر علیه رژیم شاه در آذرشهر داشت. مردم قاضی جهان در نهم آبان سال 1357 همگام با مردم آذرشهر دست به راهپیمایی و تظاهرات اعتراض آمیز زدند و در این روز مأموران ویژه و کماندو های شهربانی مردم را به رگبار گلوله بستند و آن هنگام که صدای الله اکبر همه جا را فرا گرفته بود ابوالفضل خوشبخت که به اتفاق همرزمانش در تظاهرات 9 آبان شرکت جسته بود بوسیله تیراندازی یکی از پاسبانهای معلوم الحال رژیم روبروی کاروانسرای نخودچی شربت شهادت را نوشید و بدینوسیله عنوان اولین شهید منطقه آذرشهر را به خود اختصاص داد . شایان ذکر است در این روز 3 نفر دیگر به اتفاق ابوالفضل خوشبخت شهید و دهها تن دیگر مجروح و زخمی گردیدند.
اهالی آذرشهر تعداد 5 نفر از ماموران شهربانی را که عامل قتل و جرح مردم در روز نهم آبان ماه بودند شناسایی و سوگند یاد کردند که انتقام شهیدان آذرشهر را از آنها خواهند گرفت.
در مجلس ترحیم و بزرگداشت شهید خوشبخت و دیگر شهدای نهم آبان که جمع کثیری از مردم آذرشهر و بخصوص قاضی جهان شرکت کرده بودند تعداد 200 نفراز اهالی مهاباد که با لباس کردی در مجلس بزرگداشت حضوریافته بودند به آیت الله مدنی تسلیت گفته و اظهار نمودند ما همگی مسلح هستیم لذا اگر اجازه دهید با مأمورین دولتی به جنگ بپردازیم و اضافه نمودند هر چند قبضه اسلحه می خواهید در اختیارتان بگذاریم که آیت الله مدنی با پیشنهاد ایشان مخالفت می نمایند.
v گرانی و قحطی های مختلف و مردم قاضی جهان
از رویدادهای قابل ذکر و برجسته قاضی جهان قحطی و گرانی های مختلفی بوده است که مردم را بواسطه آن در دوره های متفاوت به فقر و بدبختی و فلاکت و درماندگی کشانده بود.
در مطالعه تاریخ قاضی جهان به 4 مورد قحطی و گرانی در دوره های مختلف برخورد می کنیم که هر کدام دلایل و منشأ خاص خود را داشته و بی کفایتی حکومت مرکزی وقت و هجوم عوامل خارجی در تشدید آن تأثیرگزار بوده است.
گرانی 3 شاهی، 3 تومانی، 12 تومانی و 4 تومانی عمده ترین گرانی های منطقه را تشکیل می دهند که شاید بدترین گرانی که همراه قحطی به سراغ مردم قاضی جهان آمده گرانی 3 تومانی باشد که در اواخر عهد ناصری و سلطنت مظفرالدین شاه قاجار در قاضی جهان اتفاق افتاده است. گرانی که همزمان با اولین هجوم قشون روسیه تزاری به منطقه روی داد و باعث گردید تا قیمت هر من نان به 3 تومان برسد. در این زمان خشکسالی بهاره با سختی زمستان دست به دست هم داده و وضعیت سختی را برای مردم پیش آورد، غله کمیاب و گران شد، گرفتاری و بدبختی بر جامعه سایه افکند و کشاورزی که منبع اصلی درآمد مردم را تشکیل می داد به کلی نابود شد. در این دوره بود که کودکان و سالخوردگان بسیاری از شدت گرسنگی و گرانی تلف شدند بطوری که قبرستان بزرگ قاضی جهان در طول یک سال پر گشته و دیگر جایی برای دفن مردگان پیدا نشد.
گرانی 3 شاهی یا 5 شاهی در زمان جنگهای بین ایران و روس اتفاق افتاد که در زمان ولیعهدی عباس میرزا در تبریز با درایت و هوشیاری وی قدری کاهش یافت بطوری که در آن زمان مرحوم حاج حسین فاضلی قاضی جهانی که امتیاز گندم آذربایجان را داشته با باز نمودن انبارهای خود بر روی مردم قدری از تألمات مردم منطقه کاسته و اجازه نداد تا گرانی صدمات جبران ناپذیری بر پیکر مردم وارد سازد.
گرانی 12 تومانی در زمان حمله دوم روسیه به ایران اتفاق افتاد و چنانچه مردم از زور گرسنگی از گوشت اسب و الاغ نیز دریغ نمی کردند و گرانی 4 تومانی در زمان حکومت یکساله پیشه وری در آذربایجان و زمان خروج قوای روسیه از ایران به وقوع پیوست.
گرانی 4 تومانی نتیجه قهری جنگ جهانسوز دوم بوده و در چنین اوضاع و احوالی عدم تسلط و حاکمیت دولت از یک سو و سرما زدگی محصولات کشاورزی و قحطی از سوی دیگر به فقر و فلاکت مردم افزود و شعارهای توخالی و بی پشتوانه فرقه ضالّه حزب توده مردم و جدایی طلبان دمکرات نیز در کاهش آلام مردم تأثیری نبخشید. در چنین موقعیتی مردم از تهیه حداقل مواد غذایی به خصوص نان عاجز و ناتوان شدند، فاجعـه آغــاز می گردد و آثـار گرسنگی در سیمای مردم آشکار می شود. در چنین وضعیتی سهمیه بندی نان به صورت کوپن و جیره بندی خانوار برقــرار می شود. فقــر چنان بر مردم مستــولی می شود که برخی از خانواده ها مجبور میشوند تمامی لوازم خانه خود تا چوب سقف خانه ها را فروخته و نان تهیه نمایند.
بایستی اذعان نمود که یادآوری آن روزها و مشقاتی که بر مردم تحمیل شده تجربه ای است برای نسلهای آینده تا بدانند ارتقاء سطح زندگی مردم و دستیابی به رفاه تدریجی بوده و یک شبه حاصل نگردیده است و استمرار زندگی در آتی شاهد روزهای سخت و دشوار و یا رفاه و خوشبختی خواهد بود و بدینوسیله از شکر نعمت های موجود خداوندی غفلت نورزند.