قاضی جهان

قاضی جهان

فرهنگ و آداب و رسوم و جلوه های طبیعی و آخرین اخبار دهستان قاضی جهان
قاضی جهان

قاضی جهان

فرهنگ و آداب و رسوم و جلوه های طبیعی و آخرین اخبار دهستان قاضی جهان

قاضی جهان و غائله خودمختاری آذربایجان

v     قاضی جهان و غائله خودمختاری آذربایجان

 

                                                            سید جعفر پیشه وری

 

 

     غائله آذربایجان و تشکیل فرقه دموکرات به رهبری جعفر پیشه وری یکی از اثرات نامطلوب و شوم جنگ جهانی دوم می باشد که در سرنوشت مردم خطه آذربایجان اثرات نامطلوب و مخربی به جای گذاشت. این مصیبت که از دخالـت مستقیــم همسایـه شمالی ایران در امور داخلی و شئون زندگی اهالی در جهت تفرقه افکنی بین فرقه ها و نژادها و قومیت های مختلف سرچشمه می گرفت توسط دشمن اشغالگر و متجاوز بر مردم تحمیل می شد. ارتش نیرومند شوروی در داخل خاک ایران پشتیبان فرقه دموکرات آذربایجان است. این حزب عملاً با خلع سلاح نیروهای دولتی و با بهره گیری از حمایت ارتش سرخ از آذر ماه 1324 رسماً خودمختاری آذربایجان را در چهارچوب هویت های فرهنگی، نژادی، جغرافیائی و قومی ترک اعلام می دارد، شهرهای آذربایجان یکی پس از دیگری سقوط و تسلیم قوای فرقه دموکرات می شوند. عوامل داخلی آنان تحت شعارهای عوام فریبانه وارد میدان شده اند و استقلال داخلی و خودمختاری را با حفظ تمامیت ارضی کشور به خلق آذربایجـان نوید می دهنـد و خواب اتحاد آذربایجان آن سوی ارس را می بینند.

     پیشه وری برای رسمیت بخشیدن به حکومت خود اسکناس مخصوصی چاپ و به جریان انداخت که از اعتبار کافی برخوردار نبود، گویا مردم از ترس توده ایها در جریان مبادلات تجاری، اجباری به قبول این پول تن در می دادند. ستاد فرماندهی دمکراتها در باغ ملت آذرشهر قرار داشت و از طریق این مرکز سه نفر از فریب خوردگان بومی قاضی جهان را با خود همراه کرده و به ایشان سلاح و مهمات داده بودند تا بوسیله زور سلاح مردم قاضی جهان را به عضویت این فرقه در آورند. در روبروی مسجد جامع، سکوی بلندی بود که از روی این سکّو، نامه ها، بیانیه ها و آخرین تصمیمات این فرقه از طریق این نفرات به اطلاع مردم قاضی جهان رسانده می شد .شعارهای توده ایها عبارت بودنداز:«یاشاسین باش وزیر، یاشاسین دانایی، یاشاسین آنادیلی». آنان جوانان را تحت فشار قرار می دادند تا به سربازی بروند، افرادی که آنروزها را به خاطر می آورند می گویند: سر کرده این فرقه در آذرشهر مدام از این مثل ترکی بهره می گرفت: «من آقا،سن آقا، اینک لری کیم ساغا».

     توده ایها با کلاههای پشمی گوسفندی و تفنگ بر دوش شناخته می شدند و پوششی همچون سربازان شوروی سابق داشتند که از اولین اقداماتشان تغییر نوشته تابلوهای ادارات از فارسی به ترکی بود. در عرض چند روز کتب مدارس را تغییر داده و حتی اسناد رسمی نیز به زبان ترکی نوشته می شد و در مجموع مبلغ پان ترکیسم در آذربایجان و ایران شدند. این حرکت و فرقه از آنجایی که پشتوانه و حامی مردمی نیافت و نیز به جهت قطع حمایت روسها از ایشان در مدت کوتاهی درست پس از یکسال در آذر ماه 1325 با فرار رهبران فرقه به شوروی و اعدام تعدادی از آنها بدست قوای دولتی برچیده شد.

     از اشعاری که در آن زمان مردم برای دمکراتها ساخته و برای همدیگر می خواندند عبارت بود از:

پیشه وری دوز دوروب             یانیندا بیر قیز دوروب

قارقا  ایشییب چینینه               دئیر به اولدوز دوروب

قاضی جهان در حمله دوم روسیه به ایران

v     قاضی جهان در حمله دوم روسیه به ایران

 

 

                           Image hosting by TinyPic

 

 

     اشغال نظامی ایران از طرف قوای روسیه و انگلیس بدون رعایت اصول بی طرفی ایران در جنگ جهانی دوم در ماه اوت 1941 میلادی مطابق با سوم شهریور ماه 1320 صورت گرفت. نیروهای بیگانه و عمدتاً نیروهای روسی در جریان پیشروی به سمت مرکزی ایران به آذرشهر نیز حمله ور شدند و بدین ترتیب ارتش سرخ در دو نقطه قاضی جهان اردو زدند، نقطه اول روی تپه بلندی از کوه قزل داغی درست در روبروی چشمه سیدآباد قرار داشت و این نیروها پادگان کوچکی در آن  احداث نموده و آن را مرکز فرماندهی خود در آذرشهر قرار دادند؛ دلیل انتخاب این محل به همین عنوان، محوریت قاضی جهان به عنوان واسط و واصل دو شهر گوگان و آذرشهر بوده و نیروهای روسی به راحتی قادر بودند تا از همین نقطه بر سطح منطقه نظارت کافی را بعمل آورند و هرگونه حرکت و جنب وجوش مردمی را در نطفه خاموش سازند. گروه دوم در منطقه اطراف آغ گل و باغهای ملادیییز قاضی جهان چادر زدند و از این منطقه به عنوان محل تمرینات نظامی، انبار اسلحه و مهمات و مرکز تأمین اغذیه و تدارکات نیروها سود می جستند.

     نتیجه اشغال این منطقه، گرانی فوق العاده ارزاق عمومی و کمیابی کالاهای ضروری و اساسی می شود به طوری که تعریف می کنند قند و شکر به قیمت آنروز هر کیلو به پانصد ریال می رسد و نان کمیاب و گران می شود، کالاها احتکار و انبار می شود،گرانی بیداد می کند، مردم بر علیه گرانی کالاها و ارزاق عمومی شعرها گفته و ترانه سرایی می کنند همچون:"ای وای ننه تانگی گلدی، اورگیمه یانقی گلدی، سبزه چائی ایچمکدن دیشلریمه سانجی گلدی"

     بلی آذرشهر در دست دشمن اسیر شده و فقر و بدبختی از گوشه و کنــار آن می بارد، هــرج و مـــرج و بی قانونی درکلیه شئون زندگی مردم حاکم می گردد، راهزنی در جاده ها به طرز زشت و وقیحانه ای حاکم شده و روز به روز وضع بدتر می شود، حکومت قادر به کنترل قیمت ارزاق عمومی و جلوگیری از احتکار و رفع کمبود آن نیست، گوشت به کیلوئی 60 ریال رسیده است تامین معاش، مردم را در تنگنا قرار داده و جان و مال و ناموس مردم مصون از خطر نیست. مسافرت از شهری به شهر دیگر استقبال از مرگ است. عمال دولتی از خود اختیاری نداشتند و بدون اجازه نیروهای اشغالگر قادر به انجام امری نبودند .

        خاطراتی که ریش سفیدان از آن موقع بازگو می کنند نشان از آن دارد که نیروهای روسی هر موقع فرصت می یافتند به انبارهای گندم و طویله روستائیان قاضی جهان حمله می کرده و هر آنچه می یافتند به غارت می بردند. در این زمان است که قیمت یک من نان به 12 تومان می رسد. مشهدی حسین شریفی نقـــل می کند که روسها تا آن زمان گردوی نارس سبز ندیده بودند و به خیال اینکه سیب هستند به آن گاز می زدند و وقتی تلخی آن را می چشیدند با زبان روسی فحش و ناسزا می گفتند، به گفته وی وقتی روسها به قاضی جهان رسیدند فصل انگور بود.

کشف حجاب رضاخانی و عکس العمل مردم قاضی جهان

v     کشف حجاب رضاخانی و عکس العمل مردم قاضی جهان

 

 

                                               رضا خان میر پنج

 

 

     رضاخان این دست نشانده استعمار نو با سفر به ترکیه و دیدار با آتاتورک، کشف حجاب از بانوان ایرانی را به عنوان تحفه ای از این سفر به ارمغان آورد و به کشف حجاب مبادرت ورزید.اما مردم مسلمان کشورمان در مقابل این اقدام اصلاحی مقاومت نمود و اجازه نداد تا عمال رضاخانی در رسیدن به اهداف شوم خود موفق باشند لذا این اصلاح رضاخانی در سال 1312 هـ .ش اول در تبریز به اجرا درآمد که نتیجه آن کوچ تعدادی از قاضی جهانیهـای مقیم تبریــز به قاضی جهان بود که از میان این افراد می توان به حاج ملا ولی جناب زاده اشـاره نمود که در این زمان جهت در امـان ماندن خانـواده اش از اصلاحـات رضاخـانی با خانــواده اش در قاضی جهان ساکن شد.

     آنچه از آن زمان از طریق بزرگان نقل شده حاوی این نکته است کـه  پس از مدت کوتاهی اپیدمی اصلاحات رضاخانی به آذرشهر و قاضی جهان نیز سرایت نمود و بخشداری آذرشهـر مأمورانـی را جهت پیاده شدن این اصــل روانه کوچه و بازار نمود که این افراد هر موقع وارد قاضی جهان می شدند مردم با دادوفریاد و علائم ویژه ای همدیگر را از ورود ایشان آگاه می ساختند و بدینوسیله بانوان را از تردد در کوچه و خیابان باز می داشتند و می توان گفت بدترین و تلخ ترین موضوع آن دوران جریانات کوچه محمدی ( یاشار ) باشد.

 

                                                                   حجاب سابق زنان قاضی جهان

 

     شاید درب های بین برخی از منازل و کوچه ها که هنوز هم نمونه هایی در برخی از خانه ها یـــافت می شوند نشانه هایی از این دوران باشد که بدینوسیله زنان جهت رفتن به گرمابه و نیز رفتن به خانه اقوام خود استفاده می کردند تا از تردد در خیابانها و کوچه ها و مواجهه با این ماموران جلوگیری کنند.

قاضی جهان در حمله سال 1326 هـ .ق روسیه به آذربایجان

v     قاضی جهان در حمله سال 1326 هـ .ق روسیه به آذربایجان

 

                                            تزار در حال سخنرانی برای سربازان روس

 

 

      پس از به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه قاجار، مردم تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان قیام کردند. همزمان با محاصره تبریز توسط عیـن الدوله سربازان تزاری روس در ششم اردیبهشت سال 1286 هـ .ش از پل جلفا گذشته، روانه تبریز شدند.

     باورود قشون روس به آذربایجان و از جمله به آذرشهر، تعدادی از عالمان آذرشهر به حضور قشون متجــاوز معترض شده و مردم را به قیام علیه متجاوزان دعوت نمودند. شاید توافق و تصمیم قمه زنان قاضی جهان در روز دهم محرم (عاشورا)جهت حمله به اردوی دشمن از همین حرکت و قیام علمای آذرشهر نشأت گرفته باشد علمایی که بعدها توسط روسها به دار آویخته شده و شربت شهادت را نوشیدند. از خاطراتی که مردم از حمله اول روس به یاد دارند اینست که روسها در سالهای آخر اقامتشان در کشور جسارت و اهانت را بدان حد بالا بردند که مساجد قاضی جهان را به عنوان اسطبل اسبان خود قرار دادند و خوشبختانه فردای همان روز این اهانت یعنی در بهار سال 1296 هـ .ش درست پس از 10 سال به جهت اوضاع پریشان داخلی روسیه و انقلاب کبیر این کشور، کشور عزیزمان را تخلیه نمودند.

     با نگاهی به کوچه ها و برخی از معابر تنگ و کوچک قاضی جهان این نکته در ذهن تداعی می شود که این تنگی معابر حاصل همان دوران است و مردم جهت اینکه سربازان تزاری با اسب و وسایل وارد خانه ها و کوچه ها  نشوند مبادرت به این کار نموده بودند و عرض برخی از کوچه ها چنان تنگ و کوچک ساخته شده بودند که دو نفر همزمان نمی توانستند از کوچه رد شوند.

قاضی جهان و انقلاب مشروطیت

v     قاضی جهان و انقلاب مشروطیت

 

                                          Image hosting by TinyPic

 

 

     در جنبش مشروطه، آذرشهر سنگر بزرگی برای مبارزان مشروطیت به حساب می آمد و در ضمن گذرگاه آزادیخواهان، مشروطه طلبان و روشنفکران و علما و تجار به عتبات عالیات هم بود. این راه بارها توسط صمدخان شجاع الدوله حاکم مراغه بسته شد و تنها دلاوران و مردان مبارز و قهرمان خطه دهخوارقان و از جان گذشتگی اینان بود که صمدخان شجاع الدوله را شکست داده و راه را برای عبور آزادی خواهان به عتبات عالیات باز نمودند.

     در ایـن دوره از اتفاقــات در قاضی جهـان سنـدی نداریم، از چگونگی شرکت مردم در قیام عمومی مشروطه طلبی بـی خبـر هستیم. بنابه قول معروف جائیکه سند نیست تاریخ وجود ندارد و احوال مردم قاضی جهان در این برهه از زمان تاریک است و اخباریکه در آن نشان از همیاری و همکاری مردم  با مشروطه خواهان کشور را به اثبات برساند وجود ندارد و اصولاً عوامل استبداد با تلاش مذبوحانه از نشر و سرایت اخبار انقلاب مشروطیت به شهرها و روستاها جلوگیری می کردند و در این کار نیز تا حدودی موفقیتهایی کسب نموده بودند. ولـی آنچه که بطور پراکنده و در گویش افراد سالخورده به چشم می خورد نشان از آن دارد که  قاضی جهان به دلیل قرار گرفتن در مسیر گوگان به آذرشهر و به دلیل قرار گرفتن در جاده اصلی گذر زائران به عتبات عالیات و به دلیل واقع شدن در مسیر راه مجاهدان مشروطیت همواره مورد توجه عابران قرار گرفته و در آذرشهر یکی از سه نقطه عمده در مشروطیت طلبی محسوب می گردید. از شخصیت های برجسته ای که در بحبوحه انقلاب و جنبش مشروطه و جنبش آزادیخــواهی و مبارزه با استبداد بــودند می توان از حاج علی اصغر محمدی قاضی جهانی نام برد که یکی از مسئولین و رهبران پنجگانه مشروطیت در آذرشهر به حساب می آمد.

     آقای حاج محمد تقی جورابچی یکی از تجار معروف آذربایجان که با وقایع دوران مشروطیت معاصر بوده قسمتی از مشاهدات خود را از آن ایام برای نسلهای آتی به یادگار گذاشته است و سازمان نشر تاریخ ایران مجموعه ای تحت عنوان "حرفی از هزاران کاندر عبارت آمد" انتشار داده است که در سطور زیر بخشی از آنها در ارتباط با گوگان و دهخوارقان می باشد:

     « مجاهدین با مقداری سواری حاج صمد خان وارد مراغه شده، آقا میر کریم و... از مراغه بیرون آمده و به قریه عجب شیر می روند. به تبریز خبر می رسد که این جور شد. از تبریز قدری استمداد و سواره به گوگان  می فرستند که آقا میرکریم را و قلعه بان باشی را دستگیر کنند. صمد خان سوار جمع نموده در عجب شیر با مجاهدین دعوا می کند. تعدادی به قتل می رسند مجاهدین از عجب شیر به گوگان می آیند و تعدادی به دهخوارقان می روند... صمدخان در اوایل ذیحجه از مراغه حرکت میکند به گوگان در آنجا دو سه روز با مجاهدین دعوا می کند. اهل گوگان نیز دفاع جانانه می کنند. سواره صمدخان وارد گوگان می شود. از دهخـوارقـان هم مجاهدیـن فرار می کنند. افـراد صمدخـان به گوگان و دهخوارقان آمدند و هر که مشروطه خواه بود از اهل آنجا بعضی ها را کشتند و بعضی ها را حبس و جریمه نمودند. بعد از چند روز صمد خان سواره می فرستد دهات اطراف را می گیرند و نمی گذارند آذوقه به شهر بیاورند...».

مرحوم میرزا اسدالله محمّدی نقل می کرد که شجاع الدوله زمانی که در تعقیب مشروطه خواهان بود مأموری را به اتفاق ده سوار جهت جلب پدرم مرحوم حاج علی اصغر و انتقال وی به قراملک تبریز محل استقـرار نیروهای تحت امـرش ارسال می دارد موقعـی که سـواران و مأموران صمدخـان به قاضی جهان می رسند به اتفاق پدرم در مسجد جامع قاضی جهان بودیم. سربازان و سواران پس از جست و جوی روستا عصر همان روز پدرم را در مسجد جامع یافتند. از آنجایی که پدرم  از افراد متمول و صاحب نفوذ منطقه  و فرد صاحب نامی بود بنا به تقاضای پدرم ،مأموران صمدخان در منزلمان شب را به روز نموده و با 60 تومان پولی که به نماینده سواران داده شده بود قرار بر این گذاشته بودند تا پدرم را صبح زود بدون هیچ گونه کم احترامی و بدون هیچ گونه دستبندی تا آذرشهر  همراهی نمایند. پس از ورود پدرم به آذرشهر جهت انتقال به سردرود و از آنجا به قراملک، بزرگان و ریش سفیدان آذرشهر با دادن 200 تومان به نماینده سواران و فرستادن این پول به شجاع الدوله بدینوسیله از وی می خواهند تا از تصمیم خود صرفنظر کرده و از خون حاج علی اصغر بگذرد و بدینوسیله این قائله خاتمه می یابد.

 

صمدخان چه کسی بود؟

 

                                                                 صمد خان  (نفر وسط)

 

 

     حاج صمدخان شجاع الدوله رئیس ایل مقدم مراغه که در سال 1325 هـ .ق به حکومت ساوجبلاغ مکری (مهاباد)منصوب و به سرکوبی اکراد مأمور می گردد. چون در این مأموریت موفق نمی گردد با ترک محل مأموریت و فرار از منطقــه به تهران می رود. ایـن عنصر ضد مشروطه در دوره استبداد صغیر از طرف محمدعلی شاه قاجار به لقب شجاع الدوله ملقب و به محاصره تبریز مأمور می گردد. این مرد خونخوار با اعدام و شکنجه صدها نفر از آزادیخواهان در صدد برانداختن اساس مشروطیت بود و با این تلاش مذبوحانه فصل خونینی را در تاریخ آذربایجان به وجود آورد. صمدخان بالاخره در جنگی که در برابر مجاهدان ایرانی و سپاه عثمانی در ساوجبلاغ در گرفته بود شکست خورده و به روسیه گریخت و پس از چندی در اثر سرطان در تفلیس از دنیا رفت.