قاضی جهان

قاضی جهان

فرهنگ و آداب و رسوم و جلوه های طبیعی و آخرین اخبار دهستان قاضی جهان
قاضی جهان

قاضی جهان

فرهنگ و آداب و رسوم و جلوه های طبیعی و آخرین اخبار دهستان قاضی جهان

مشاهیر، مشایخ و علمای قاضی جهان (۱)

مشاهیر، مشایخ و علمای قاضی جهان (۱)

 

با قدری تأمل در فرهنگ و فولکولری تشکیل دهنده جوامع انسانی،این نکته در ذهن آدمی تداعی می شود که یک فرهنگ با مشاهیر آن شناخته شده و بعنوان پشتوانه عمده و اصلی آن چنین استنتاج می شود که سطح فرهنگ ها بواسطه ایشان سنجیده شده و هر اجتماعی با وجود شخصیتهای علمی، مشایخ، عالمان دینی، هنرمندان و مفاخر خویش اوج گرفته و یک فرهنگ در قیاس با دیگر آئین ها بواسطه آنها به خود بالیده و مباهات می کند و در واقع با بالا رفتن وزنه علمی و فرهنگی یک جامعه ،قدرت چانه زنی آن در سایر عرصه ها نیز بالا می رود و طبیعتاً با شناسایی و ثبت شرح حال و زندگی این بزرگان، نه تنها قدمی در راستای تجلیل از ایشان برداشته می شود بلکه به عنوان اسوه ها و الگوهایی برای آیندگان معرفی و شناسانده می شوند.

در این بخش مؤلف سعی نموده در حد توان خویش شمه ای ناچیز از شرح حال بزرگان، مشاهیر، مشایخ، شعرا و هنرمندان را منعکس سازد گرچه خود باور دارد که در چنین مجال اندکی هرگز نمی تواند تمامی زوایای زندگی این عزیزان را بازگو نماید.

لازم به یادآوری است که این کتاب درباره آنچه در اسناد موجود و نیز خاطرات مردمی نقش بستــه می تواند قلم فرسایی کند و خارج از این حیطه نمی توانسته در مورد مشاهیر و عالمانی که در سده های گذشته زیسته و خدمات علمی و فرهنگی عظیمی در رشد و اعتلای قاضی جهان داشته اند و متأسفانه ذکر ایشان در لابلای اوراق کتاب زمان مسطور نبوده و یادگاری از اینان به جای نمانده عرض اندام نماید و نیز این قلم در مورد افرادی که به هر عنوان حاضر نشدند تا شرح زندگی ایشان زینت بخش کتاب گردد مسئولیتی را متوجه خود نمی داند و قضاوت در این باره را به خود خوانندگان واگذار می کند همچنین تعداد دیگری از عزیزان و نخبگانی که در این کتاب نام آنها آورده نشده ناشی از عدم دسترسی مؤلف به ایشان بوده و خدای ناکرده هیچگونه قصد و غرضی در آن نقش نداشته است و امیدوار است به محض دسترسی به آنان در چاپ های بعدی کتاب به شرح ایشان بپردازد.

 

 پیرخواجه

 

در صفحه 245 کتاب آذربایجان شناسی می خوانیم:

«پیرخواجه از عارفان قاضی جهان است که اهل سیروسلوک بوده و در میان مردم محبوبیتی خاص داشت.پیرخواجه، صوفی، عارف و عالم جهانگردی بوده که در جوانی با تصوف آشنا شد. او برای یافتن مرشدی که بتواند وی را با اندیشه های صوفیانه آشنا سازد عزم سفر نمود و پس از چندین سال مکاشفه و جستجو، مرید خواجه ربیع گردید. وی پس از مدتی نزد وی مقام و مرتبه ای بالا یافت وپس از چندین سال از مراد خود جدا شده و به این سامان راه یافت و مسجد سنگی قیزیل داغی را اقامتگاه خود ساخته و به عبادت و راز و نیاز پرداخت.

 

قبر پیر خواجه که با کاشیهای سبز رنگ ساده شش ضلعی پوشانده شده و بر روی سنگ قبر نوشته ای کوچک وجود دارد به این مضمون«هذا تربت المرحوم پیر خواجه». شیوه سنگ نوشته نشان می دهد که قبر مربوط به قرن 8 و یا نهم هجری است».

 

 شیخ جهان

 

شیخ جهان برادر نخیرجان خزانه دار کسری(انوشیروان) پادشاه ساسانی می باشد. وی قاضی،حَکَم،عارف و مفتی وقت بوده و به اتفاق برادر و خواهرش به این منطقه سفر نموده و در آن ساکن می گردد.

وی به جهت کفایت،درایت و شعور بالای قضاوت، همواره مورد توجه و مورد اعتماد حاکمان،کدخدایان،رؤسای قبایل و ریش سفیدان آذربایجان بوده و بنا به هر علتی اگر اختلافی ما بین دو شهر و یا دو آبادی اتفاق می افتاد به وی رجوع می کرده و از وی در حل اختلافاتشان مدد می گرفتند.

شیخ جهان پس از سالها قضاوت و داوری در قاضی جهان چشم از جهان فرو بست و بنا به روایتی در قبرستان قدیمی در ضلع شمال غربی قاضی جهان در محل مقبره الاولیاء قاضی جهان به خاک سپرده شد.

 

 آیت الله ملا محمد فقیه قاضی جهانی (ره)

 

آیت الله میرزامحمد فقیه معروف به آخوند ملامحمد است وی یکی از عالمان و روحانیون طراز اول منطقه آذرشهر در دوره ناصری بوده است که به دلیل استعداد و توان علمی بالا در فقه و اصول به درجات کمال و تمام در این باب دست یافت چنانکه استاد خارج فقه و اصول به جهت موفقیت های علمی در کلاس درس وی را به عنوان "فقیه"معرفی کرده و از این رو به همین نام شهرت یافت.

 

آخوند ملا اصغر(کاظم زاده) قاضی جهانی(طاب ثراه)

 

حجت الاسلام و المسلمین آخوند ملاّ اصغر کاظم زاده فرزند کربلائی سودومعلی و والد گرامی مرحوم آخوند ملاکاظم کاظم زاده می باشد که همزمان با ولیعهدی عباس میرزا در تبریز در خانواده ای روحانی و مذهبی می زیسته است در مورد نحوه زندگی و مدت عمر وی اطلاعات چندانی وجود ندارد آنچه از وی در ذهن ها باقی مانده اینست که وی در ایجاد و ساخت مساجد قاضی جهان نقش بسزایی داشته و به همراه حاج حسین(فاضلی) قاضی جهانی خدمات ارزنده ای در راه آبادانی و اصلاح امورات قاضی جهان به عمل آورده و جزو اولین مکتب داران منطقه محسوب می گردد.

 

 آخوند میرزا مقصود فقیهی قاضی جهانی

 

آخوند میرزا مقصود فقیهی فرزند ملامحمد فقیه می باشد که در خانواده اجتهاد و فقاهت و علم و تقوی دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در تحت تعلیمات پدرش که از علمای صاحب نام منطقه بوده است سپری نموده و به امر پدر جهت کسب تحصیلات حوزوی عازم شهرهای تبریز و قم گردید وی پس از فراغت از تحصیل حین تبلیغ معارف دینی در منطقه به کار مباشری،منشی گری و نویسندگی پرداخت. به گفته مردم وی آدم خیرّ و باتقوایی بوده است و در اصلاح و سامان بخشیدن به امورات جاری مردم تلاشهای زیادی به انجام رسانیده است. وی در سال 1354 هجری قمری دارفانی را وداع گفت و در وادی رحمت (قبرستان بزرگ) قاضی جهان مدفون گردید.

 

 آخوند ملّا کاظم(کاظم زاده) قاضی جهانی

 

آخوند ملّا کاظم فرزند آخوند ملا اصغراست که در قاضی جهان متولد شد.ایشان پس از تحصیل مقدمات در محضر اساتید وقت قاضی جهان همچون پدربزرگوارش متون فقه و اصول را در محضر اساتید دهخوارقان و تبریز تلمذ نمود. وی پس از فراغت از تحصیل در قاضی جهان مشغول تدریس، تبلیغ و ارشاد مردم شده و عمر خود را وقف اسلام و فقه جعفریه نمود لذا در راستای آن در مسجد حاج کاظم قاضی جهان مکتب درسی دایر و مشغول تدریس صرف و نحو، جامع عباسی، تاریخ معجم، ابواب و گلستان سعدی و... می گردد که حاصل این مکتب دانش آموختگانی همچون حاج میرزا عبدالله وثوقی می شود.

آخوند ملّا کاظم یکی از علمای عصر ناصری بوده که در سخنوری توانا و در بین مردم منطقه به لطافت بیان و صداقت زبان مشهور بوده و منبریت ایشان زبانزد عام و خاص بود. ایشان همزمان با حمله اول روسیه به ایران و عهد مشروطیت دار فانی را وداع و در قبرستان بزرگ به خاک سپرده شد.

 

 آخوند حاج ملا ولی جناب زاده قاضی جهانی

 

حاج ملاولی جناب زاده معروف به حاج جناب در خانواده ای مذهبی در تبریز دیده به جهان گشود وی پس از سپری کردن دوران کودکی ، در مدارس علمی،دینی وحوزوی تبریز مشغول تحصیل گردیده و توانست دروس حــوزوی را یکی پس از دیگــری پشت سر گذارد. وی فرد متمول و ثروتمندی بوده و املاک و زمین های فراوانی در قاضی جهان به نام وی بوده است. وی به کرات بین تبریز و قاضی جهان در رفت و آمد بوده و همزمان با کشف حجاب رضاخانی به قاضی جهان عزیمت نموده و مدتی در قاضی جهان ساکن گردید. از کرامات وی آنچه در اذهان مردم باقی مانده است دعای ختم باران وی بوده است که نقل شده است که در زمان سلطنت احمد شاه قاجار قحطی و گرانی به سراغ مردم آمد و در فصل بهار و تابستان بارانی نبارید لذا افرادی از روستا را مأمور کرد تا تعداد زیادی سنگ از کف رودخانه جمع آوری کرده و به مردم نیز ندا داد تا درمسجد ولی عصر قاضی جهان گرد هم آیند می گویند در ازای هر سنگی که به داخل ظرف و تشتی فلزی می انداخته دعائی می خوانده و در حیــن دعا سیــل اشک از چشمان وی سـرازیر می شده است افرادی که آن را دیده و یا شنیده اند چنین نقل می کنند که در حین سنگ چهلمی که به داخل تشت انداخته می شد باران رحمت الهی شروع به باریدن گرفته و همه جا سیراب گردید و بدین ترتیب قحطی و خشکسالی از منطقه رخت بربست. وی بالاخره پس از یک قرن فعالیت و تلاش داعی حق را لبیک گفته و در تبریز به خاک سپرده شد می گویند شهید قاضی طباطبایی ( شهید محراب ) وصی وی بوده است.

 

 حجت الاسلام والمسلمین ملا حسینقلی محمدعلی زاده قاضی جهانی

 

آخوند ملاحسینقلی محمدعلی زاده فرزند حاج محمدتقی است که در سیزدهم ربیع الاول 1313 هجری قمری در خانواده ای مذهبی و متدین چشم به جهان گشود. دوران طفولیت و کودکی را در محضر پدربزرگوارش که از واقفین محل بود سپری نموده و سپس به استمداد پدر عازم تبریز گردیده و در مدرسه طالبیه این شهر مشغول تحصیل گردید.

وی پس از تحصیل مقدمات همچون صرف میر، تصریف، نموذج، عوامل، صمدیه، سیوطی و معالم جهت اخذ سطوح بالاتر به محضر اساتید و دانشمندان بزرگی نائل گردید که از آن جمله می توان به دانشمند گرامی حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ غلامحسیــن تبریــزی اشــاره نمود که امــام جماعت مسجد گوهر شاد حرم رضوی بوده است.

آخوند ملاحسینقلی پس از فارغ التحصیلی از دروس فقه و اصول در تاریخ چهاردهم ذی الحجه الحرام سال 1339 قمری بنا به تقاضای جمعی از مؤمنین و اهالی قاضی جهان به زادگاه خود مراجعت فرموده و امامت جماعت مسجد جامع قاضی جهان را برعهده گرفت.

وی پس از مدتی مکتبی را در مسجد علیای قاضی جهان (مسجد ولیعصر) دایر و در آنجا به تربیت قاریان و حافظان کلام الله مجید پرداخته و به آموزش قرآن، رساله شیخ بهائی، نصاب صبیان، تنبیه الغافلین، تاریخ معجم، ابواب الجنان، گلستان سعدی و ادبیات اهتمام می ورزد که از جمله افرادی که از وی تلمذ نموده اند می توان به حجج الاسلام حاج میرزاعلی صالحی، حاج میرزا مجید جعفری، حاج میرزامحمدعلی ملائی و مرحوم حاج میرزا احمد محمد علی زاده اشاره نمود.

وی یکی از روحانیونی بود که خستگی نمی شناخت و در تربیت و آموزش جوانان و علاقمندان علوم مختلف دینی و اسلامی همت عالی داشت که بالاخره پس از پنج دهه فعالیت قرآنی و علمی دعوت حق را لبیک گفته و در سال 1362 هجری قمری چشم از جهان فرو بست.

 

 حجت الاسلام والمسلمین آخوندملاابراهیم ملائی قاضی جهانی

 

آخوند ملا ابراهیم ملائی والد بزرگوار حاج میرزا محمد علی ملّائی است که در سال 1240هجری شمسی در خانواده ای متوسط و مذهبی در قاضی جهان چشم به جهان گشود. بنابه توصیه خانواده اش جهت کسب علوم دینی وارد حوزه های دینی و علمی آن زمان گردیده و به تحصیل علوم حوزوی مبادرت نمود. وی به جهت فقر مالی و تنگدستی ایام طلبگی فقط چند روز هفته را می توانست در محضر اساتید خویش حاضر شود و مجبور بود بقیه روزهای هفته را به کار بپردازد لذا با سختی امرار معاش می کرد.

آخوند ملاابراهیم ملاّئی پس از فراغت از تحصیل به کشاورزی روی آورد بطوریکه در اثر مداومت و سعی و کوشش وافر در این راه به ثروت وافری دست یافت وی در تحصیل معنویات و دعا و مناجات و تحصیلات علمی به درجاتی رسیده بود در علوم عریضه هم بی بهره نبوده و نویسندگی نیز می نمود. در عین حالی که به منبر می رفت به اصلاح و رتق و فتق امورات دینی، معیشتی و منازعات مردم اهتمام داشت و در این راه آرام و قرار نداشت. اهل مناظره و مباحثات فقهی بوده و هر گاه در مورد مسئله ای باب سخن باز می شد در اثر هوش سرشارش نظرات، آرا و فتاوی مراجع عصر را یکی پس از دیگری می گشود و بالاخره یکی را انتخاب و نظر می داد. به گفته فرزندش وی زندگی ساده و بی پیرایه ای داشته و نسبت به ضایع شدن نعمت های خدادای حساسیت نشان می داد بطوری که اگر علفی به اندازه چوب کبریت می یافت آن را حفظ می کرد تا به خورد حیوانی می رساند.آخوند ملا ابراهیم ملّائی پس از هشت دهه فعالیت و کار سخت در سال 1320 هجری شمسی دعوی حق را لبیک گفته و چشم از جهان فرو بست و بالاخره پیکرش در وادی رحمت(قبرستان بزرگ)قاضی جهان به خاک سپرده شد.

 

 حجت الاسلام والمسلمین حاج میرزااسدالله محمدی قاضی جهانی

                                میرزا اسدالله محمدی

 

 

 جناب میرزا اسدالله محمدی فرزند مرحوم حاج علی اصغر از مشروطه خواهان منطقه است که در سال 1259 هجری شمسی در محله مقصودیه تبریز دیده به جهان گشود. دوران کودکی خود را زیر نظر پدرش که از مجاهدین و مبارزان مشروطه طلب بود سپری نموده و سپس وارد مدرسه رشدیه تبریز شده و مقدمات را از محضر حاج میرزا حسن رشدیه که بنیانگذار فرهنگ نوین در ایران است فرا گرفت. در سن 22 سالگی با دختر عمه اش صبیه مرحوم حاج کاظم ازدواج و این وصلت موجبات نقل مکان وی از تبریز به قاضی جهان را فراهم ساخت در این ایام بود که به اتفاق حاج میرزا عبدالله وثوقی در مکتب درس حاج ملاحسن اخی جهانی حضور یافته و از محضر ایشان ادبیات عرب ، فارسی، سیوطی، صمدیه و نموذج را تلمذ و سپس جهت فراگیری شرح لمعه و رسائل در مدرسه علمیه حاج کاظم آذرشهر در کلاس درس حاج میرزامحســن آقا حضــور یافته و بهره هــای فراوانی از درس های این حوزه برگرفت و پس از گذراندن دوره های مختلف در منزل شخصی اش مکتبی دایر نموده و به آموزش ادبیات فارسی و عرب ، قرآن کریم، گلستان و بوستان سعدی به مردم قاضی جهان پرداخت.

میرزا اسدالله محمدی از روحانیان مؤدب، ادیب، شیرین سخن، شاعر، خوشنویس و خوش کلامی بوده است که در اثر برخورداری از حافظه قوی، موفق به حفظ هزار بیت از ابیات سیوطی شده بود. وی پس از سالها تلاش علمی بالاخره در روز جمعه سوم رمضان 1378 هجری قمری از این دنیا رخت بربسته و در وادی رحمت(قبرستان کوچک) قاضی جهان مدفون گردید.

مرحوم حاج میرزا اسدالله محمّدی از آن عده روحانیونی بود که منبریت های قوی ارائه می کرد و به گویش فرزند ارشدش هرگز پول منبر دریافت نکرد. در این قسمت یکی از نوشته های زیبایش از نظر خوانندگان می گذرد:

 

ویزای بشر

نام:انسان   نام خانوادگی:آدمیزاد   نام پدر: آدم   نام مادر:حوا   لقب:اشرف مخلوقات

نژاد:خاکی   ساکن:زمین،منظومه شمسی،کهکشان راه شیری      صادره از: سراچه دنیا    مقصد:سرای آخرت ساعت پرواز:نامعلوم     مکان پرواز:نامعلوم

حضور در فرودگاه: لحظه ای قبل از پرواز

وسایل لازم: 7 متر پارچه سفید، عمل نیک، علم مفید، دعای اولاد صالح و دعای مؤمنین

اضافه بار مجاز:عمل صالح کاملاً مجاز است

توصیه های ایمنی: اجرای دقیق آموزه های کتاب و سنت پیامبر (ص) برای کسب اطلاعات بیشتر به قرآن و سنت پیامبر مراجعه فرمائید.

تماس و مشاوره: بصورت شبانه روزی، رایگان، مستقیم و بدون وقت قبلی

در صورتیکه قبل از پرواز با مشکلی روبرو شدید با شماره های زیر تماس بگیرد:

186 سوره بقره، 45 ـ44 سوره نساء، 129 سوره توبه، 55 سوره اعراف و 3 ـ2 سوره طلاق

"سفر خوب و خوشی برایتان آرزومندیم"

برگ عیش بگور خویش فرست کس نیاردزپس تو پیش فرست

هــر کـــه خــواهـد یاد گیـرد بـــایــــد از استـــاد گیـــرد

 

 

حجت الاسلام والمسلمین میرزامحمدکاظم کاظم زاده قاضی جهانی

                                       

 

 

روحانی عالیقدر میرزا محمدکاظم کاظم زاده فرزند مرحوم حاج حسین(شریف) و نوه آخوند ملّا کاظم در سال 1347 هـ.ق در خانواده ای مذهبی و متوسط متولد شد. پدرش از افراد متدین منطقه بود و دوران کودکی را در تحت تربیت پدر بزرگوار و مادر محترمه اش که از محبان اهلبیت عصمت و طهارت بود سپری نمود.

آخوند میرزا محمد کاظم با توجــه به علاقه وافـــرش به علم و دانش مقدمات را در زادگاه خــود قاضی جهان از محضر اساتید وقت همچون مرحوم حاج میرزا عبدالله وثوقی فراگرفت وپس از تلمذاز علمای آذرشهر همچون آیت الله سید محسن میر غفاری در حوزه علمیه مسجد حاج کاظم جهت ادامه تحصیل راهی تبریز شد. وی پس از ورود به تبریز جهت کسب فیض و تحصیل علوم دینیه وارد مدرسه طالبیه شدواز محضر اساتید وقت همچون میرزا ابوالفضل سرابی، میرزا علی اکبر نحوی و حجت الاسلام باغمیشه ای کسب علم نمود. در سال 1370 هـ.ق در معیت حجت الاسلام حاج میرزا مجید جعفری وارد مدرسه فیضیه قم گردیدو با طی مراحل علمی به محضر اساتید بزرگی همچون آیت الله العظمی حجت کوه کمری استاد مسلم و اکبر حضرت امام خمینی (ره) رسیده و دوره فقه،رسائل و مکاسب را در حضور ایشان به اتمام رساند و موفق به کسب و اخـذ اجازات کتبی و شفاهی تصدی امور شرعیه و اجازه روایی مفتخر شد. همزمان با خانواده حجت الاسلام ملا اسد الله محمدی وصلت نمود و سپس جهت گذراندن دوره خارج فقه و اصول محضر حضرت آیت الله العظمی بروجردی رسیده که بارها به دلیل هوش سرشار،دقت نظر و سرعت انتقال مفاهیم علمی و استعداد وافرش مورد تشویق ایشان قرار می گیرد. متأسفانه وی در سال 1372هـ.ق به بیماری سل مبتلا گشت و بنابه توصیه آیت الله بروجردی در یکی از بیمارستان های تهران بستری شد ولی به دلیل ایمان راسخ، تزکیه نفس و روح پیراسته تنها به دلیل اینکه پرستاران بیمارستان از خاموش نمودن صدای موسیقی غیرمجاز امتناع می کنند بیمارستان را به مقصد زادگاهش قاضی جهان ترک و پس از شش ماه در ایام جوانی و فصل شور انگیز زندگی دعوت حق را لبیک گفتـه و در قبرستــان بزرگ قاضی جهـان دفن می گردد. حجت الاسلام حاج میرزا علیقلی اسلامی امام جمعه محترم گوگان در مورد ایشان می گوید:

« آنزمان که در طالبیه تبریز بودیم ایشان قرآن را خیلی روان و زیبا قرائت می کردند لذا یکی از اساتید طالبیه اینچنین اظهار می داشتند که اگر بقیه طلاب در خواندن قرآن پیاده فرض شوند میرزا محمدکاظم به مثابه یک اتومبیل عمل می کند».

شایان ذکر است از این مرحوم آثار قلمی فراوانی نیز بر جای مانده بود که متأسفانه در اثر گذشت ایام این آثار ناپدید شده اند.

 

 

ملا احمد شیخ مؤذن

 

ملااحمد شیخ والد بزرگوار آقایان مرحومین شیخ علی و حاج محمود شیخ علی زاده می باشد که در مسجد حاج کاظم و شربت خانه مسجد ولیعصر قاضی جهان مکتب و کلاس درسی دایر نموده و در آنجا به آموزش خواندن و نوشتن، قرآن، تاریخ معجم، نصاب صبیان، صرف و نحو، جامع عباس و گلستان و بوستان مبادرت نموده بود. مکتـب وی به همـراه مکاتب درس آخوند ملاّ کاظم و ملّا علی جزو قدیمی ترین کلاس های درس قاضی جهان محسوب می گردد.

ملا احمد شیخ علاوه بر قاضی جهان در روستاهای گنبرف، آلمالوداش و چهاربرود نیز مکتب و کلاس درس دایره نموده و در تربیت دانش پژوهان منطقه مصمم بود.

وی پس از سالها تلاش قرآنی و خدمت علمی بالاخره در سال 1362 هجری قمری دارفانی را وداع گفته و در وادی رحمت (قبــرستان بزرگ) قاضی جهان به خاک سپرده شد. وی به جهــت اقامه اذان قاضی جهان به حاج احمد شیخ مؤذن معروف گردیده بود.

 

 حجت الاسلام حاج میرزا عبدالله وثوقی قاضی جهانی

                                                           

 

 

حاج میرزا عبدالله وثوقی فرزند میرزا حسین در سال 1260 هجری شمسی در یک خانواده مذهبی و متدین متولد شد پدرش که از معتمدین قاضی جهان محسوب می گشت به دلیل علاقه وافرش به کسب علم و دانش ،وی را از همان اوان کودکی تشویق به حضور در کلاسهای مکتب آن زمان نمود.

حاج میرزا عبدالله وثوقی در محضر اساتید وقت همچون آخوند ملا کاظم(کاظم زاده)، میرزا حسن اخی جهانی و میرزا محسن دهخوارقانی تلمذ نمود و سپس مدتی از علمای وقت بهره ها برد بطوریکه توانست در سنین جوانی قرآن را ترجمه و تفسیر نماید.

آقای وثوقی در سال 1310هـ .ش مکتب خانه ای در مسجد حاج عبدالله قاضی جهان دایر نموده و در آن به آموزش قرآن، تجوید، عربی،ادبیات فارسی، گلستان، تاریخ معجم و ابواب مبادرت نمود از دانش آموختگان این زمان وی می توان از آیت الله شهید مدنی، مرحوم حجت الاسلام عظیمی امام جمعه آذرشهر، مرحوم حجت الاسلام میرزا محمد کاظم کاظم زاده، حجج الاسلام حاج میرزا علی ملائی، حاج میرزا مجید جعفری ،حاج میرزا علی صالحی و... نام برد. وی بعدها شرح لمعه و فقه اسلامی را از شاگرد خویش حاج میرزا علی صالحی فرا گرفت. وی در تجوید قرآن بی نظیر بود.

حاج میرزا عبدالله وثوقی در سال 1312 هجری شمسی به استخدام اداره فرهنگ درآمد لذا در این زمان به دلیل ورود به این اداره عبا و عمامه را کنار گذاشت. وی در سال 1317 مدرسه چهار کلاسه ای را با مجوز اداره فرهنگ در منزلش دایر نمودو به عنوان اولین معلم رسمی منطقه درآمد وی سپس در سال 1319 با تأسیس مدرسه آذر مدرسه را از خانه اش به این مکان منتقل نمود و در سال 1342 از اداره فرهنگ بازنشسته گردید.

حاج میرزاعبدالله به دلیل اینکه مورد اطمینان و مورد وثوق مردم منطقه بود در ثبت احوال دوره رضاخانی به نام "وثوقی" ثبت و شناخته شد. وی فرد خیر و میهمان نوازی بوده و هر سال به دفعات مکرر سفره و بساط میهمانی برای مردم فقیر و تهیدست منطقه پهن می نمود از بهترین و نیکوترین خصایلی که از وی در اذهان عمومی به یادگار مانده اینست که از کوچک و بزرگ به همه سلام می کرد و در سلام کردن از بقیه پیشی می گرفت و بالاخره این عالم فرزانه پس از 104 سال تلاش و کوشش قرآنی در 19 رمضان سال 1405 هجری قمری همزمان با ضربت خوردن قرآن ناطق بدرود حیات گفت و در قاضی جهان روی در نقاب خاک کشید.

 

 

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ میرزا علی اصغر تاروردی قاضی جهانی

                                         

 

حاج شیخ میرزا علی اصغر تاروردی فرزند مرحوم حاج علی است که در ســـال 1302 هجــری شمسی در خانــواده ای مذهبی در قاضی جهان بدنیا آمد. دوران کودکی را زیر نظر والد گرامیش سپری نمود و سپس جهت کسـب علــم و دانش از محضر اســـاتید وقت قاضی جهـــان همچون حجت الاسلام حاج میرزا اسد الله محمدی، حاج میرزا عبدالله وثوقی و شیخ علی شیخ علی زاده کمر همت بست و پس از آموزش مقدمات به دلیل علاقه شدید به تحصیل علوم حوزوی و دینی وارد مدرسه طالبیه تبریز گردید و در این مدرسه از محضر اساتید بزرگی همچون حاج میرزا محمد علی چرندابی و حاج میرزا مهدی انگجی بهره های فراوانی برد.

حجت الاسلام حاج میرزا علی صالحی نقل می کند که در این سالها پس از اتمام دروس طالبیه تبریز به اتفاق حاج میرزا علی اصغر تاروردی محضرحضرت آیت الله انگجی رسیده و از معظم له جهت ادامه تحصیلات حوزوی استخاره خواستیم لذا آیه «واما الجدار فکان لغلامین یتیمین فی المدینه...» محرک ما جهت ادامه تحصیلات گردید پس به اتفاق روانه بلده طیبه قم شدیم.

حجت الاسلام و المسلمین تاروردی پس از ورود به قم در حوزه علمیه قم و مدرسه فیضیه مشغول تحصیل گردید و در درس حضرات آیات عظام حجت کوه کمری،بروجردی،مرعشی نجفی، میلانی، خوانساری و گلپایگانی حضور یافت و پس از تحصیل رسائل، مکاسب و سطح دروس فقه و اصول روانه نجف اشرف گردیدودر حوزه علمیه این شهر دروس خارج فقه و اصول را از محضر حضرات آیات عظام خویی، سید محسن حکیم و وحیدی بر گرفته و پس از 10 سال اقامت در عراق جهت انجام مناسک حج راهی مکه مکرمه و مدینه النبی شده و پس از مراجعت ازدواج نموده و تا آخر عمر در شهر قم سکنی می گزیند.

ــ

حاج میرزا علی اصغر تاروردی در قم زندگی اش را با ابتدائی ترین امکانات موجود شروع کرد و تا آخر حیاتش همچنان ساده و بی آلایش ولی باتقوی و صداقت زندگی کرد.وی علاقه خاصی به تلاوت قرآن داشت و در هر مکان حتی در مسافرتها در داخل اتوبوس با صدای بلند به تلاوت قرآن می پرداخت چنانچه در اثر مداومت توانسته بود کل قرآن را حفظ نماید. همچنین سی مرتبه به حج مشرف شده و در صحن مسجد الاقصی نماز گزارده بود.

حجت الاسلام و المسلمین تاروردی سرسختانه و قاطعانه با فساد اخلاقی و بخصوص با لهوولعب مخالفت می نمود و در مورد امر به معروف و نهی از منکر کوتاه نمی آمد و در این مورد از بر خورد فیزیکی نیز مضایقه نمی نمود چنانچه نقل شده که «وشنوه» یکی از روستاهای اطراف قم است که حضرت آیت الله العظمی بروجردی در تابستانها جهت استراحت، گاه گداری به این روستا تشریف می بردند و ایشان نیز در این مدت بعنوان همراه در خدمت معظم له بودند. در یکی از روزها چندین تن از اراذل و اوباش منطقه در اطراف منزل ایشان به عیاشی و خوشگذرانی مشغول بوده و صدای موسیقی ایشان موجبات ناراحتی و مزاحمت برای ساکنین بیت را فراهم ساخته بود لذا حجت الاسلام تاروردی دست به کار می شود و به سراغ او باش رفته و ابتدا شروع به نصیحت و نهی از منکر می نماید و حضور آیت الله بروجردی را در همسایگی ایشان متـذکر می گردد ولی آنها بجای ترک منکر و فساد وی را به باد سخره گرفته و فحاشی می کنند ایشان بعد از آن عبا و عمامه را در آورده و با آنها به زد و خورد پرداخته و تمام وسائل لهو و لهب و آلات موسیقی ایشان را شکسته و کتک مفصلی هم به آنها می زنند ،اراذل و اوباش که انتظار چنین عکس العملی قاطعانه و محکمی را از یک روحـانی و معمّـم نداشتنـد پا به فرار گذاشته و منطقه را ترک می کنند.

حاج میرزا علی اصغر تاروردی تسلط کاملی به زبان عربی داشت و در طول ایام تحصیلات علوم دینی جزو شاگردان ممتاز بود و از محضر بیشتر حضرات آیات عظام هم عصر خود اجازه وصول سهم امام، وجوهات شرعیه و نقل حدیث و روایت را اخذ نموده بود.

وی به کار های عام المنفعه علاقه خاصی داشت و در ایامی که برای تبلیغات احکام اسلامی به بلادمختلف سفر می نمود علاوه بر وظیفه تبلیغ، ایراد منبر و کلاسهای عقاید، در تشویق به تعاون و کمک اهالی در کارهای خیر و عمومی پیش قدم بود.

حجت الاسلام و المسلمین تاروردی بالاخره پس از 73 سال تلاش دینی و ترویج احکام اسلامی سرانجام در سال 1375 جان به جان آفرین تسلیم نمود و در شهر خون و قیام قم دیده از جهان فرو بست. از وی کتابخانه ای به یادگار مانده بود که طبق وصیت آن مرحوم کتب آن تماماً به کتابخانه حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی اهدا گردید.

 

 

 

آثار باستانی و تاریخی قاضی جهان

 

 

 مقبره الاولیاء قاضی جهان

                   

 

در مآخذ و منابع از مقبره الاولیاء یا آرامگاه عارفان، اولیاء و عالمان در محل تپهء بزرگ قاضی جهان نامی برده نشده و تنها و قدیمی ترین نشانی که از وجود آن در این محل نام برده شده در کاشیکاریهای مربوط به ضریح حرم کریمهء اهل بیت حضرت معصومه (سلام الله علیها)در شهر مقدس قم بوده است که به تایید حضرت آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی رسیده و ایشان به دفعات به دانش آموختگان و طلاب قاضی جهانی خویش از جمله مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج میرزا علی اصغر تاروردی ،مرحوم حجـت الاسـلام و المسلمیـن حـاج میرزا احمد محمـدعلی زاده و حجت الاسـلام و المسلمین حاج میرزا علی صالحی و ... آن راگوشزد کرده و در مورد آن سوالاتی از ایشان نموده است و در نهایت به غیر از تعدادی از کتب معاصر همچون آذریجان شناسی و آذرشهر نوشته آقایان دکتر حمید صبری و بهروز خاماچی در کتب و تذکره قدیمی نامی از آن به میان نیامده است.

در حال حاضر مقبره الاولیاء در ضلع شمال غربی قاضی جهان و تقریبا در حوالی شعبه نفت واقع شده است اگر چه زلزله های متعدد و دزدی غارتگران آثار و عتیقه جات قدیمی، اثری از مزار بزرگان آرمیده در این مکان برجای نگذارده و چنانچه حتی سنگ قبرهای آن نیز اعم از قوچ های سنگی، صندوق های سنگی و سنگ نوشته های قدیمی از دست سوداگران و غارتگران آثار باستانی در امان نمانده است ولـی مـردم قاضی جهــان بدون توجه به آن در طـول دهه های گذشته ضمن تکریم و پاسداشت این محل ،دقت نموده اند تا کمترین بی احترامی در حق آرمیدگان در آن روا نگردد.

                          

 

از دانشمندانی که در آن دفن گردیده شیخ جهان است که برادر نخیر جان خزانه دار انوشیروان پادشاه ساسانی می باشد. از عارفان دیگری که در آن دفن گردیده پیر خواجه می باشد که احتمالا در قرن هشتم و یا نهم هجری قمری می زیسته است و بالاخره یکی از اولیاءو فرزندان حضرت امام موسی بن جعفر (ع)در آن دفن گردیده که محتملا یکی از همر اهان کاروان حضرت معصومه (س) بوده که از مدینه منوره به قصد انتقال آن بانوی طاهره، خواهر گرامی امام علی بن موسی الرضا(ع) به مرو به ایران آمده و متاسفانه پس از وفات و رحلت آن بانوی بزرگ و دفن آن در شهر قم در این دیار ساکن و در آنجا رحلت نموده است. شایان ذکر است که در مراحل بازسازی و تعمیر ضریح و مقبره آن بانوی عصمت و تقوی درسده های گذشته گروهی از مردم قاضی جهان نیز شرکت داشته اند که احتمالاً نشانه های موجود مورد اشاره آیت الله مرعشی نجفی در کاشیکاریهای حرم مطهر نیز بدان علت بوده باشد(الله اعلم).

عده ای معتقدند قاضی جهان وزیر دانشمندو کاردان شاه اسماعیل اول و شاه طهماسب صفوی نیز در این مکان دفن گردیده که با تحقیقات مفصلی که ازسوی مؤلف در مورد این وزیر اعظم دربار صفوی انجام پذیرفته این نکته مسلم و مسجل گردیده است که قاضی جهان حسنی اصالتا قزوینی بوده و در شاهزاده حسین (امامزاده) قزوین دفن گردیده و مزار وی هنوز پا برجاست .

شواهد امر حاکی از آن است که در ورودی مقبره الاولیاء،دوعدد قوچ سنگی قرار داشته و در داخل آن نیز سنگ قبری به ابعاد 5/0x1 متر قرارداشته که وقتی کسی گوش خود را روی آن می گذاشت صدایی هچون صدای لرزه زمین و صوت خفیفی به گوش می رسید که متاسفانه در سالهای نزدیک به انقلاب همگی آنها توسط افراد نامعلومی ربوده شده و از این محل به مکان دیگری انتقال داده شده اند.

مقبره الاولیاء قاضی جهان یکی از تپه های باستانی قاضی جهان می باشد که در گذشته وقوع اعجازهای مختلفی در آن به وقوع پیوسته، چنانچه تعدادی از سادات و عالمان قاضیجهان ساطع شدن نور از آن در روز عاشورا را نقل نموده اند و در واپسین ایشان، مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج میرزااحمد محمدعلی زاده (صالحی) به اتفاق همسرش مشاهده نورهایی در بالای مقبره الاولیاء به مدت ساعت های مدید را نقل نموده و همچنین به گفته اهالی مرحوم حاج سید ابراهیم موسوی نیز در ظهر عاشورا وجود نورهایی را مشاهده نموده بود. اصرار مؤلف در نقل این اعجاز ها و تاکید بر احتمال صحت این رویدادها از آنجا ناشی می شود که مؤلف خود در کودکی وجود چیزی های خارق العاده و دور از ذهنی را در محل این مقبره به چشم خود مشاهده نموده ولمس کرده و بدینوسیله اذعان می کند که دلیلی برنادرست بودن ادعاهای این افراد نیافته است.

مردم قاضی جهان بخصوص زنان در گذشته نذرهای مختلفی به مقبره الاولیاء می بردند و حاجات خود را با توسل به ائمه اطهار و امامزاده مدفون در آن می گرفتند و دسته های سینه زنی و زنجیر زنی هیئت های حسینی نیز در ایام انقلاب وقبل از آن در روزهای عاشورا باحضور در بالای این مقبره به سینه زنی، زنجیرزنی و عزاداری می پرداختند و با برپایی مراسم ویژه ای یاد و خاطره شهیدان کربلا را زنده می کردند

متاسفانه بازسازی مجدد آن در اوایل دهه هفتاد ، نه تنها باعث رونق بخشی و غنای عظمت این مکان مقدس نگردید بلکه به دلیل سستی متولیان آن در ساخت و تعمیر اصولی این بنا ، از ارزشها و ابهتی که درگذشته در اذهان و افکار عمومی داشت کاست . باید اقرار نمود که این مکان مقدس با آن همه قدمت و عظمت تاریخـی و مذهبی از سـوی مقامـات ذیربـط مورد توجـه قرار نگـرفت و به امان خدا رها شد و با آن که می بایست در زمره آثار باستانی به شمار آید و سازمان میراث فرهنگی آن را تحت حفاظت خود قرار دهد متأسفانه هیچ اقدامی نه در گذشته و نه در زمان حاضر صــورت نگرفت و این مکان که از قداست ویژه ای برخوردار بود با طرح و نقشه یک بنّای کم اطلاع محلی پی ریزی شد و ساختمان جدید با بنای قبلی بیگانه گشت که پس از مدتی به مخــروبه ای دور از شان تبدیل گردید.این قلم از تمامی بزرگان ،ریش سفیدان و مؤمنین فهیم و همچنین از مسئولین ذیربط انتظار دارد با نگاهی دوباره به جایگاه رفیع این مکان مقدس در عمران و آبادانی آن بکوشند.

تپه های باستانی قاضی جهان

در نگاهی موشکافانه به وضعیت گذشته ناهمواریها و پستی و بلندیهای قاضی جهان به دهها تپه باستانی بر می خوریم که در طول زمان ،افراد سودجو این تپه ها را به خاطر یافتن آثار و گنجینه ها شکافته و به تدریج میراث فرهنگی، باستانی و ملی قاضی جهان را به یغما برده اند و موزه های کشورهای غربی انباشته از آثاری است که از کشورمان به واسطه دلالان و غارتگران در طول زمان به ثمن بخس خریداری و به قیمت گزاف به فروش رسانده اند. گر چه دیگر چیزی از آنها باقی نمانده و به گفته سالخوردگان، شمشیرهای طلا، کوزه های سفالی، خمره های بزرگ، سکه های قدیمی و سنگ نوشته های زیادی در گذشته از زیر این تپه ها در آورده و به تاراج برده اند و متأسفانه شاهان و حمکرانان گذشته نسبت به انتقال این اشیاء گرانبهاوقدیمی عکس العملی نشان نداده اند و گاه به دلیل سطحی نگری و بی لیاقتی برخی از آنان این آثار را به غربی ها هدیه نموده اند و در این مورد نقل شده است که مظفرالدین شاه قاجار به هنگام بازدید از موزه لوور فرانسه و غرفه ایران پیشنهاد می کند که هر چه آثار تاریخی در ایران وجود دارد به این موزه منتقل کنند چون اینها(یعنی فرانسوی ها) بهتر می توانند از آنها نگهداری کنند.

بنا به نوشته دیاکونف در تاریخ ماد توسط سارکن دوم پادشاه آشور 714 سال قبل از میلاد مسیح در این حوالی 150 قلعه و روستا به آتش کشیده شده و سپس با خاک یکسان گردیده است. نظیـر تپه قره تپه، قره قشلاق و تپه اسکو و به نظر می رسد تپه های قاضی جهان نیز از آن قلعه های خاکی کوبیده شده به دست پادشاه آشور باشد.

در خاکبرداریهایی که در چند سال گذشته در تعدادی از این تپه ها توسط افراد مختلف انجام پذیرفته استخوانهای پوسیده ای از زیر خاک در آورده شده است که به نظر می رسد این تپه ها در گذشته معبد یا گورستان بوده و از این تپه ها در گذشته بعنوان گورستان استفاده شده است.

از تپه های باستانی قاضی جهان می توان به تپه های مقبـره الاولیاء، تپه باغی در پشت حمـام عمومی، تپهء باغ آقا رسول، تپهء باغ کنسول، تپه درمان قاباغی، تپه باغی در اطراف شعبه نفت، تپه قلعه در زمینهای مرز قاضی جهان و آذرشهر، تیکانلی تپه، تپه اطراف آغ گل کوچک و ... اشاره نمود و چنانچه ازگذشتگان نقل گردیده است این تپه ها از طریق راه های زیرزمینی با یکدیگر ارتباط داشته و به یکدیگر متصل بوده اند.

 مسجد سنگی(داغ مسجدی)

                        

 

در پای کوه قیزیل داغ و درست در جنب پیکره اژدها و در روبروی سر آن آثاری از مسجد سنگی به جای مانده است که متأسفانه در اثر تخریب یکی از اهالی سودجو در گذشته از بین رفته است. این مسجد که درقاضی جهان به داغ مسجدی معروف است محل عبادت عارف، صوفی و عالم جهانگردی بنام پیر خواجه بوده است که به نظر می رسد در حول و حوش اواخر قرنهای هشتم و نهــــم می زیسته و از بقایای نیم تنه پشتی مسجد چنین به نظر می رسد که این مسجد در ابعاد کوچکتری به طول و عرض تقریبی 3x2 و به ارتفاع 2 متر ساخته شده بود و دهلیزها و متعلقات دیگری نیز داشته است.

در مورد تاریخ بنای این مسجد که در دل کوه از طریق تراش خوردن سنگهای کوه ایجاد گردیده اطلاعات دقیقی وجود ندارد فقط به ذکر این نکته بسنده می کنیم که این مسجد قدیمی ترین مسجد قاضی جهان محسوب می گردد که در اثر غفلت بزرگان در گذشته توسط فرد سودجویی تخریب گردیده و آثار و علایم آن از بین رفته است.

 آسیاب صمدخان

                 

 

این آسیاب ، قدیمی ترین آسیاب آبی قاضی جهان است که بقایای آن هنوز باقی مانده و توسط صمدخان از اجداد حاج محمدرضا ممقانی (حاج مسّا) در قسمت جنوب غربی قاضی جهان و در منطقه درمان قاباغی ساخته شده است که از دو سنگ گرد و بزرگی ساخته شده بود که بوسیله اهرم و میله ای به پروانه ای در زیر اتصال داده شده بود که بوسیله هدایت آب چشمه« بیوک ســو» به این نقطه، پروانـه های آسیــاب می چرخیده و گندم مردم قاضی جهان و آبادیهای اطراف را آرد می نموده است.

جهت هدایت آب بیوک سو به این نقطه که در ارتفاع بالاتری از چشمه قرار داشته سازندگان آسیاب مجبوربوده اند تا با کندن کوه، آب را از پای کوه قیزیل داغی به آسیاب صمدخان انتقال دهند لذا برای این منظور«دلیه لی داش »ایجاد شده است.

این آسیاب تا سال 1327 هجری شمسی کار می کرده و متأسفانه بدلیل کم شدن دو چشمه از سه چشمه آب بیوک سو عملاً آب یک چشمه نتوانست در ادامه کار آسیاب مؤثر افتد، از این زمان بود که مردم مجبور شدند گنــدم احتصالی مزارع خود را جهت آسیاب به آذرشهر، گوگان و قرمزگل انتقال دهند و روزها و شب ها برای آرد شدن گندم هایشان معطل گردند.

 گورستان های قدیمی

همچنانکه قبلاً در بحث تپه های باستانی گفته شد این تپه ها قدیمی ترین گورستان ها و محل دفینه اموات مردمان گذشته بوده است که بزرگترین و معروفترین آنها مقبره الاولیاء قاضی جهان می باشد .از واپسین گورستان های قاضی جهان می توان به گورستان بزرگ اشاره نمود که در عهد ناصری از طریق اهالی دیزج آقاحسن به مردم قاضی جهان فروخته شده است.

 پیکره اژدها

                     

 

پیرامون هر پدیده یا اثری افسانه پردازی همیشه وجود داشته است و مردم در مورد سابقه و یا تاریخچه هر اثر و نمادی قدیمی و باستانی که اطلاعاتی نداشته و پشت پرده هر مسئله ای که بر ایشان تاریک بوده معمولاً برای آن داستانسرایی نموده و افسانه های مختلفی بر آن ساخته اند و پیکره اژدهایی که درست در پای کوه قیزیل داغی(کوه طلا) و در جنب مسجد سنگی(داغ مسجدی) توسط سنگ تراشان بزرگی کنده شده نیز از این امر مستثنی نبوده است که البته همیشه همه این افسانه ها ساختگی نبوده اند. مردم در گذشته بر این باور بودند که در مسجد سنگی یکی از اولیاء و انبیاء الهی در حال خواندن نماز بوده و در حین سجده طولانی که داشته اژدهای عظیم الجثه ای به قصد خوردن وی به سویش حمله ور می گردد که در این حین به خواست و اراده الهی تبدیل به سنگ می گردد و بدینوسیله اژدها به مقصود پلیدی که داشته نایل نگردیده است.

متأسفانه این پیکره کنده کاری شده اژدها در سالهای قبل از انقلاب و در طی تخریب مسجد سنگی توسط یکی از اهالی سودجو آسیب دیده و قسمتی از بینی، چشم ها،پولک ها و بدن آن از حالت و شکل اصلی و اولیه فاصله گرفته است و بدلیل عدم برخورد متولیان آثار باستانی و همچنین عدم مسئولیت پذیری نهادی خاص، اینگونه از آثار و جاذبه های باستانی روز به روز تخریب شده و به سنگوله تبدیل گردیده است.

 دالان نوزالی(نوروزعلی)

قاضی جهان در توسعه و تکوین خود مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته است و می توان چنین تصور کرد که این توسعه ابتدا از دو نقطه شروع شده و پس از طی مراحل و دوره های گوناگونی به یکدیگر متصل گشته و مجموعه واحدی را تشکیل داده اند. یکی از این نقــاط ،هسته اولیــه فعال و دیگری هسته اولیه غیر فعال باید نامیده شود. هسته اولیه فعال آبادی در حقیقت همان محله پشت مسجد جامع قاضی جهان است که بنام دالان نوزالی معروف می باشد.

شخصی به نام حاج نوروز علی در همان محل اقدام به درست کردن محله کوچکی می نماید که راه ورودی آن دالانی سرپوشیده بود و در ابتدای این دالان طویل، درب چوبی بزرگی نصب شده بود.

حاج نوروز علی فرد متمکنی بوده و دستور داده بود تا دو طرف این دالان بزرگ را با آجرهای خشتی بزرگ و سنگ های تراش خورده ای بسازند.

در مورد اینکه این دالان چه زمانی ساخته شده و پیشینه تاریخی آن به چه دوره ای برمی گردد متأسفانه مؤلف در یافتن سندی معتبر که گویای زمان حیات حاج نوروز علی باشد ناکام ماند ولی آنچه مسلم و مسجل گردید اینست که این دالان بین دوره ایلخانی و عهد صفوی وجود داشته و در موقع کوچ اهالی ایلانجی به این محل به همراه محله بالا حمام پا برجا بوده است.

 مسجد جامع قاضی جهان

                

 

آنچه از قرائـن و شواهـد پیداست پس از مسجد سنگی یا مسجد پیرخواجه(داغ مسجدی) در پای کوه قیزیل داغ، قدیمی ترین مسجدقاضیجهان، مسجدجامع آن می باشد،اگرچه نمی توان نظر قطعی درباره تاریخ نخستین بنای این مسجد ابراز نمود ولی آنچه مسلم است در عهد صفوی و در موقعیت زاویه مسجد فعلی، مسجدی با ارتفاع کم و مساحت تقریبی 50 متر مربع وجود داشته که محل عبادت و راز و نیاز مردم آن دوره به حساب می آمده است و در زمان کوچ اهالی ایلانجی برپا بوده است.در ماه ربیع الاول سال 1262 هجری قمری(1224 هجری شمسی) و درست در زمان حکومت محمدشاه قاجار توسط مـرحوم حاج حسین قاضی جهانی (فاضلی) زمینی برای مسجد خریداری و به قسمت زاویه پیوند داده شده است.

حاج حسین فاضلی زمین مسجد جامع قاضی جهان و مسجد امام خمینـی آذرشهر (مسجد بازار)را طی وقف نامه مشترکی وقف نمود و پس از آن ضمن اینکه به هزینه خود اقدام به ساخت این مساجد نمود ضمناً موقوفه های دیگری را نیز در ضمن همین سند مسجد وقف نمود تا ورّاث قانونی اش از عواید این زمینها و باغها جهت تأمین مخارج آتی این دو مسجد هزینه نمایند. از جمله این موقوفات می توان به سهم و حقابه نهر هناب ، باغ حاج حسین در سه راهی گوگان، باغ نصیر (زمین مدرسه شهدا) ، باغ خانم و یخچال گلی آذرشهر اشاره نمود.

مسجد جامع قاضی جهان که نمونه عینی همین مسجد در آذرشهر و عجب شیر بوسیله حاج حسین ساخته شده بود دارای چهار شاه نشین در چهار گوشه مسجد بوده که یکی از شاه نشین ها برای حضور بانوان در طبقه اول مسجد و دو شاه نشین دیگر یکی به خیابان اصلی باز می شد و دیگری به کوی بالاحمام مشرف بوده است که جهت استفاده مردان به کار گرفته می شد و شاه نشین چهارم نیز مربوط به چایخانه و آشپزخانه می گردید.

در آخرین بازسازی این مسجد، سنگ بزرگی به طول 2 متر و به ارتفاع تقریبی 40 سانتی متر از زیر دیوار مسجد در آمد که روی این سنگ ،نوشته ای بدین مضمون از زبان حاج حسین کنده کاری شده بود:

« من(یعنی حاج حسین) این مسجد را ساختم، هر کس بتواند از این سنگ بالا رود به این مسجد دعوت شده است»، پس از آنجایی که ارتفاع سنـگ 40 سانتی متـر بود و به اندازه یک پله ارتفـاع داشته پــس می توان چنین در نظر گرفت که همه مردم قاضی جهـان از پیــر و جــوان گرفته تا آن طفـل خردسال می توانند از این سنگ بالا روند پس همه مردم قاضی جهان به مسجد جامع دعوت شده هستند.

                

 

این مسجد آخرین بار به همت حاج محمد پورصادق و با همیاری اهالی بازسازی گردید و محراب زیبایی بر آن ساخته شد. در گذشته این مسجد افراد و بزرگانی همچون مرحوم حاج حسین رنجبری، حاج یوسف توکلی و حاج محمود محمدی به عنوان ریش سفیدان و هیئت امنای آن خدمات فراوانی انجام داده اند و از واپسین هیئت امنای آن می توان به آقایان حاج میرزا مهدی وثوقی، حاج محمد صادق مدرس، حاج محمد پورصادق، حاج اسدالله رنجبری، مرحوم حاج اسماعیل لطفی، حاج ابوالفتح پورصادق، مرحوم حاج علی توکلی، مرحوم حاج محمود شیخ علی زاده ، میرزا صادق وثوقی و ... اشاره نمود.

 

دیگر مساجد قاضی جهان

بعد از مسجد جامع قاضی جهان، مساجد حضرت ولی عصر(عج)یا مسجد علیا(یوخاری مسجد)، مسجد حضرت ابوالفضل(ع) یا مسجد سفلی(اشاقی مسجد)، مسجد حاج عبدالله، مسجد حاج کاظم و مسجد دیزج آقاحسن ساخته شده و در مورد مساجد فوق تنها به ذکر این نکته بسنده می کنیم که قدمت آنها کمتر از 130سال بوده و در سال1352مسجد ولی عصربه همت مرحوم حاج علی توکلی، حاج تقی محمد علی زاده، حاج حسن جعفرنژاد، مرحوم حاج رضاقلی دایی ، مشهدی ابراهیم خلیل پورخلیل و همیاری اهالی این محله بازسازی کلی شده و همچنین مسجد حضرت ابوالفضل نیز پس از چندین بار نوسازی بالاخره در سال 1383 به کوشش آقایان رحیم قاضی جهانی، حاج علی عباس پور، حاج مهدی زینالزاده ، مهندس مهدی ممقانیان و مردم این محله بازسازی کلی گردید و مسجد حاج کاظم در ابتدای کوچه اسلام نیز که درعهد ناصری توسط مرحوم حاج کاظم کاظمی از فرزندان حاج حسین فاضلی و مسجد حاج عبدالله که توسط حاج عبدالله قاضی جهانی در ابتدای کوچــه شریفی ساختـه شـده بودند به دلیل طـرح هادی قاضی جهان و ریزش سقف آن، به خیابان ملحق گردیدند.

                    

                                        مسجد حضرت ولیعصر (عج)

 

 علم یاتدی

           

 

به قرار اطلاع و گویش سالخوردگان ، منطقه دهخوارقان در گذشته در معرض یورش و حمله اکراد از جانب و سمت عجب شیر و میاندوآب بوده و در این میان باالطبع قاضی جهان از توابع دهخوارقان نیز از حملات کردهای یاغی بی نصیب نبوده است. طبق اسناد و مدارک موجود بین سالهای 1013 و 1297 هجری قمری اکراد منطقه اطراف میاندوآب در زمان شاه عباس صفوی، طوایف بلباس از حوالی ارومیه در زمان نادر شاه افشار و در زمان فتحعلی شاه قاجار و شیخ عبیدالله نامی از مشایخ اکراد در زمان ناصرالدین شاه قاجار به تاخت و تاز، یاغیگری، دزدی و ایجاد فتنه در شهرهای مختلف آذربایجان پرداخته و بنا به عادت دیرینه با استفاده از ضعف و ناتوانی حکومت های مرکزی سر به شورش برداشته و در مناطق مختلف ایجاد ناامنی نموده اند. چنانچه شاه عباس در سال 1018 هجری قمری برای سرکوبی شورشیان کرد به رهبری امیر بیگ به آذربایجان آمده و دژ مستحکم « دم دم» در نزدیکی ارومیه را متصرف شد و غائله اکراد قلعه دم دم را خاموش ساخت. طوایف بلباس از ایلات کرد و سنی مذهب حوالی ارومیه بودند و در ناحیه مرگور ارومیه سکونت داشتند و به تحریک دولت عثمانی با استفاده از تعصبات مذهبی مردم عوام، مزاحمتهایی را برای آبادیها و شهرهای مختلف آذربایجان فراهم می کردند. در سال 1158 هجری قمری وقتی شورش و یاغیگری طوایف بلباس به نادرشاه افشار رسید و فهمید که اکراد بلباس خسارات زیادی را به ساکنین آذربایجان وارد آورده و اموال و احشام آنان را به یغما برده اند رضا قلی فرزند خود را به این سمت هدایت نمود تا اشرار کُرد را متفرق سازد.

و در نهایت جسارت های شیخ عبیدالله نامی از مشایخ کرد است که به خیال خام تصرف کل آذربایجان به شهرهای مختلف حمله می برد که متأسفانه در اثر بی کفایتی ناصرالدین شاه قاجار این صوفی مسلک خسارت های زیادی به آبادی های منطقه وارد ساخت و بالاخره اکراد به رهبری وی در مقاومت شجاعانه مردم بناب شکست خورده و متفرق شدند.

آری چنانچه گفته شد مردم قاضی جهان نیز همچون سایر آبادی ها از حمله اکراد یاغی بی نصیب نبودند لذا جهـت آمادگی بیشتـر و همچنین گرفتن موضع دفاعی در قبال حمله کردها بنا به پیشنهاد بزرگان نقطه ای در بالای کوه قیزیل داغی مشرف به عجب شیر و میاندوآب بنام « علم یاتدی » تعبیه گردید و نگهبانانی جهت حضور در آن گماشته شدند و پرچم و علمی بر بالای آن نصب گردید و نگهبانان موظف بودند تا هنگام حمله اکراد یاغی با کشیدن پرچم به سمت پایین مردم قاضی جهان را از حمله ایشان آگاه سازند. این کار در ضمن اینکه سر و صدایی ایجاد نمی کرد و جلب توجه نمی نمود بلکه بهترین وسیله برای آگاه سازی مردم منطقه بشمار می رفت و هرگاه یکی از اهالی از پایین کشیــده شدن پرچم اطلاع می یافت بقیه مردم را با علائم ویژه ای همچون اذان بی موقع آگاه می ساخت. و در اینصورت بود که مردم قاضی جهان می توانستند با ایجاد وحدت بین خود و انتقال زنان و کودکان به مناطق امن و مخفی، موضعی دفاعی به خود گیرند.

در مورد تاریخ دقیق ایجاد جایگاه پرچم اطلاع دقیقی وجود ندارد و فقط آنچه گویای امر است اینست که این نقطه در بین سالهای 1013 لغایت 1297 هجری قمری بوجود آمده و مورد استفاده قرار گرفته است.

 حمام میرزامقصود(بالاحمام)

این حمام قدیمی ترین گرمابه قاضی جهان است و طبق تحقیقات به عمل آمده در زمان حکومت صفویان وجود داشته و در حد فاصل بین خیابان امام خمینی(ره) و کوی بالاحمام ساخته شده بود. این گرمابه در همه فصول سال به غیر از فصل کار و کشاورزی (تابستان) فعال بوده که بعدها در ایام سلطه قاجار با احداث حمام حاج تقی از رونق افتاد و کارایی گذشته خود را از دست داد.

با احداث حمام بزرگ توسط حاج تقی(شریفیان)، میرزا مقصود تاروردی با مساعدت و کمک مالی مرحوم حاج نائب ممقانی دوباره تعمیر اساسی این حمام را شروع نموده و آنرا مجدداً راه اندازی کرد که بایستی اذعان نمود که وجود دو گرمابه در محیطی کوچک مثل قاضی جهان موجبات رقابت بین دو گرمابه دار را فراهم ساخت بطوری که بیشتر مردم اغلب اوقات از ترس آبرو نمی دانستند در کدامیک استحمام نمایند.

این گرمابه تا مدتی قبل از انقلاب فعال بوده و به دلیل فرسودگی رها گردید و بالاخره در جریان طرح هادی و عقب کشی خیابان اصلی قاضی جهان تخریب گردید.

این حمام از سپیده صبح تا شامگاه برای استفاده عموم باز بود و دارای خزینه آب سرد و گرم کوچکی بوده که بوسیله آب « کت چشمه سی » تغذیه می گردید.

 حمام حاج تقی ( بیوک حمام )

همچنانکه گفته شد حمام میرزا مقصود در فصل تابستان تعطیل می گردید لذا مردم مجبور بودند تا در این ایام جهت رفع آلودگیها ، مسیر طولانی اخی جهان را پیموده و در حمام این روستا استحمام نمایند بالطبع پیمودن این مسیر برای زنان قاضی جهان مشکل می نمود و امنیت ایشان را به دلیل گذر از میان باغ های جاده اخی جهان به خطر می انداخت.

در زمان حکومت قاجار و مشخصاً در اواخر عهد ناصری، مرحوم حاج تقی(شریفیان) به فکر ایجاد گرمابه ای افتاد تا مردم قاضی جهان بخصوص زنان را از مشکلات پیش روی برهاند. لذا در مسیر « کت چشمه سی » و روبروی حمام میرزا مقصود اقدام به احداث حمامی بزرگتر از آن نمود که خزینه آبی به طول 3 و عرض 4 و نیز به ارتفاع 5/3 متر داشت که معمولاً تا ارتفاع 2 متری از آب پر می شد و زیر آن اجاقی بود که به وسیله هیزم تغذیه می گردید.

این حمام از نیمه شب تا اذان صبح و طلوع آفتاب برای استفاده مردان و از زمان طلوع آفتاب تا اذان ظهر مورد استفاده زنان قرار می گرفت و بعداز ظهرها نیز در اختیار مردان واقع می شد. بعدها تحت فشار بهداشت ، خزینه جای خود را به 6 عدد نمره با دوش مستقل داد. قیمت و بهای استفــاده از حمـام در دوره های مختلف ، نرخ های متفاوتی همچون 5 شاهی، 10 شاهی، 15 شاهی، 1 ریال و 2 ریال داشته و به گفته جناب آقای میرزا تقی شریفیان از نوادگان مرحوم حاج تقی خزینه حمام با استفاده از یک کوزه بزرگ روزانه لایروبی می شد و همچنین یک بار در سال شستشوی کلی می گردید که متأسفانه قبل از انقلاب تعطیل شد و سرانجام به نانوایی تبدیل گردید.

بقعه میرزا محمد قره سی

 

                        

 

در حد فاصل بین دلیه لی داش و مسجد پیر خواجه کوه قیزیل داغی قاضی جهان درست در پایین غار ننگ، سنگ عظیم الجثه و بزرگی به وزن تخمینی 200 تن در اثر ریزش کوه از کوه قل خورده و در این مکان جای گرفته است که مردم معمولاً به آن مکان میرزا محمد قره سی می گویند. افراد پیر و سالخورده قاضی جهان در مورد وجه تسمیه این محل چنین اظهار می دارند که در دوره ناصری چوپانی به نام میرزا محمد بوده که در آن مکان سکنی گزیده و گوسفندان خود را نیز داخل غار ننگ جای میداده و در آن نگهداری می نمود و در پای کوه نیز اقدام به دوشیدن شیر گوسفندان خود می کرد از بخت بد در اثــر زلزله ای که روی داده بود تخته سنگ بزرگی از بالای غار از کوه جدا شده و درست روی سر چوپان و دو گوسفندش که در حال دوشیدن شیر آنها بوده سقوط می کندواز آنجایی که در آن موقع وسایلی جهت تکان دادن تخته سنگ نبوده لذا آن چوپان و دو گوسفندش در زیر آن دفن شدند و آن مکان به بقعه میرزامحمد قره سی معروف گردید.

در اینکه میرزا محمد چوپان از کدام یک از خانواده های قاضی جهانی بوده اقوال مختلف وجود دارد ولی آنچه در ظاهر امر به نظر می رسد جناب آقای حاج عبدالحسین جبــارزاده نتیجه و فرزنــد میرزا محمد می باشد که خود وی به نقل از پدرش مرحوم مشهدی محمد جبارزاده نقل می کند که فقط دو رأس از گوسفندان پدربزرگ پدرم در اثر سقوط تخته سنگ در زیر آن مانده و میرزا محمد چوپان در این حادثه جان سالم به در برده بود و همه گفتار و نقل و قول مردم جز تخیل و داستان سرایی چیز بیشتری نمی تواند باشد.

کتابخانه عمومی قاضی جهان

v کتابخانه شهید بهشتی

حاج میرزا محمد حسین فخر بنابی در مراسم افتتاح

کتابخانه شهید بهشتی سال 1358

تأسیس کتابخانه شهید بهشتی قاضی جهان در سال 1356 به پیشنهاد حجت الاسلام والمسلمین محمودی که در همین سال کلاسهای اصول عقاید اسلامی از طرف دارالتبلیغ اسلامی قم در مسجد جامع را هدایت می نمود تحقق یافت و با حضور ریش سفیدان، هیئت امنای مسجد و همراهی بزرگانی همچون مرحوم حاج علی توکلی، حاج محمد پورصادق، حاج میرزا مهدی وثوقی، حاج اسدالله رنجبری، حاج حسین باقرپور و تعداد دیگری از عزیزان در طبقه دوم مسجد شکل گرفت. این کتابخانه در ماههای اولیه پیروزی انقلاب اسلامی کشورمان و درست در روز میلاد امام حسین(ع) با حضور شهید حاج میرزا محمد حسین فخربنابی افتتاح گردید و توانست در کمترین زمان 85 نفر عضوگیری نماید. از افرادی که با نظر هیئت امنای مسجد جامع در اداره این کتابخانه نقش داشته اند می توان به آقایان شهید جعفر عبدلی، محمدرضا ایمانزاده(ایمانی)، یعقـوب غلام زاده، قربانعـلی سلطانی، یوسف توکلی(بیوک آقا)، داود خیری زاده و محمد اسدپوراقدم اشاره نمود. از اولین اقدامات این کتابخانه چاپ جزوات علمی و سیاسی مفید برای جوانان و اعضاء و همچنین تشکیل اولین بسیج ملّی در منطقه آذرشهر می باشد که دفتر و مرکز اولیه آن در این کتابخانه ایجاد شده بود که لازم به یادآوری است این کتابخانه با افتتاح کتابخانه عمومی به محل جدید منتقل و پس از مدتی در جریان طرح هادی و بهسازی قاضی جهان تخریب گردید.

v کتابخانه عمومی قاضی جهان

 

                                     کتابخانه عمومی قاضی جهان

 

 

مهمترین مرکز فرهنگی و علمی قاضی جهان کتابخانه عمومی آن است که در سال 1366 به علت حجم کوچک کتابخانه شهید بهشتی و عدم تکافوی آن به همت جوانان آن کلنگ زنی و شروع به احداث گردید. در مرحله اول احداث این کتابخانه که تخریب قبور پنجاه سال گذشته را شامل می گشت سازندگان آن با مقاومت تعدادی از افراد سطحی نگر،مقدس مآب و متحجّر روبرو گردیدند که خوشبختانه با درایت و همفکـری و نیز حضور بزرگانی چون حجت الاسلام حاج میرزاعلیقلی اسلامی امام جمعه وقت گوگان و حاج محمد پورصادق از تبدیل مخروبه ای که به محل تجمع زباله های مردم تبدیل شده بود جلوگیری به عمل آمد.

این کتابخانه که در زمان صدارت حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید محمد خاتمی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی احداث می گردید با عنایت ویژه وی و تلاش و کوشش نمایندگان محترم مجلس در دوره سوم بخصوص حضرت آیت الله دکتر هاشم هاشم زاده هریسی و جناب آقای کامران در امور کتابخانه های وزارت ارشاد و محمود رنجبر مدیر کل وقت ارشاد استان به بهره برداری می رسید به یقین نمـی توان تلاش های شبانه روزی و بی وقفه مسئول محترم این کتابخانه و دوستانش را در راه اندازی این جایگاه الفت با علم نادیده گرفت.

 

                                                    محمد اسدپور اقدم

 

 کتابخانه قاضی جهان در زمینی به مساحت 2300مترمربع و زیربنای 810 مترمربع احداث گردیده که سرانه زیر بنای آن برای هر نفر64/0متر مربع می باشد که در نوع خود بی نظیر است. نوع اسکلت بنای آن بتــون آرمه بوده که دارای سالنهـای مجـزای خواهـران، بـرادران و کودکـان می باشـد این کتابخـانه که از

کتابخانه های درجه 2 کشور بوده بزرگترین کتابخانه عمومی شهرستان آذرشهر می باشد که در این منطقه مورد بهره برداری قرار گرفته که در سال 1383 بیش از ده هزار عنوان جلد کتاب در زمینه های مختلف اجتماعی، علمی، هنری، تاریخ و جغرافیا، داستان و با 2000 نسخه مجله در منطقه پیشتاز بوده است.

به گفته جناب آقای محمد اسدپور اقدم مسئول کتابخانه در سال 1383 تعداد اعضای فعال آن 380 نفر و تعداد مراجعه کنندگان ماهانه آن به طور متوسط 2370 نفر می باشد که با 2 دستگاه کامپیوتر که یکی از آنها مخصوص جستجوی مراجعه کنندگان می باشد از ساعت 5/7 صبح الی 5/19 عصر آماده خدمت رسانی به مردم، دانش پژوهان و دانش آموزان منطقه می باشد. بنا به اظهار وی تعداد 56 عنوان مجله در موضوعات مختلف علمی، سیاسی، هنری و خانوادگی و تعداد 8 عنوان روزنامه کثیرالانتشار جهت مطالعه و بهره برداری علاقمندان به این کتابخانه می رسد که کتب آن براساس دیوئی طبقه بندی شده و بصورت مخزن بسته اداره می شود.

این کتابخانه فعالترین واحد فرهنگی شهرستان آذرشهر در ایام پس از انقلاب بوده و فعالیت های چشمگیری در طول سالهای پس از بهره برداری داشته است که در این قسمت به اهم آنها اشاره می گردد:

1ـ برگزاری نمایشگاه های بزرگ کتاب و عکس در ایام دهه فجر و هفته کتاب

2ـ برگزاری نمایشگاه های خط ونقاشی از آثار هنرمندان با ذوق و توانای قاضی جهان

3ـ ایجاد اولین مرکز کامپیوتر شهرستان آذرشهر در سال 1370 با حضور استادانی چون برادران رنجبری

مهندس محمدرضا، جواد و مهندس محمدحسین رنجبری ، مهندس مجید محمدی و مهندس اصغر نوید که صدها دوره مختلف کامپیوتری اعم از دوره های اپراتوری، برنامه نویسی، کاربردی، سخت افزار و زبانهای مختلف از جمله پاسکال، فرترن و بیسیک را تاکنون برگزار نموده است.

4ـ ایجــاد کلاسهـــای رایگان آموزش درسی، تقویتی، قرآن، خطاطی، زبان و طراحی با همکاری دبیران و

دانشجویان بومی

5ـ ایجاد کلاسهای خیاطی، گلدوزی، گلسازی، مجسمه سازی و سوادآموزی با همکاری جهادکشاورزی و

نهضت سوادآموزی

6ـ نگارش و اجرای نمایشنامه و تئاتر

7ـ برگزاری مسابقات حفظ و قرائت قرآن، شعر،مقاله نویسی و مسابقات عقیدتی، علمی و عمومی

8ـ پخش فیلم های آموزنده علمی، درسی و خانوادگی

 به گفته آقای اسدپور اقدم، سالن آمفی تأتر و کنفرانسی در آینده نزدیک در جنب این کتابخانه احداث خواهد شد که موافقت احداث آن از سوی مسئولین محترم وزارت ارشاد و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان جلب شده و به محض تأمین اعتبار راه اندازی خواهد شد. در توسعه، تجهیز و تکمیل این کتابخانه مدیـران کـل ایـن اداره به ترتیـب آقایـان محمـود رنجبر، دکتر پرویز آژیده و رسول بشیری خدمات درخور توجهی انجام داده اند و اعضای انجمن آن شامل آقایان حجت الاسلام حاج میرزا علی صالحی، حسین نایبی‌(رئیس)، حاج قدیر زینالزاده(نائب رئیس)، حاج محمد پورصادق، علی لطفی، محمد آقامحمدزاده، غلامرضا خاکسار، حاج کریم رنجبری، داود محمدی و محمد اسدپوراقدم (دبیر) تلاشهای زیادی در توسعه فعالیتهای علمی و فرهنگی آن مصروف نموده اند.

 

تاریخ آموزش و فرهنگ در قاضی جهان

 تاریخ آموزش و فرهنگ در قاضی جهان

 

دانشگاهی برسند. پس از کنار گذاشته شدن مکاتب و حذف آنها و گسترش مدارس پسرانه وقتی مردم فواید عملی تحصیل را لمس کردند به تدریج لزوم تأسیس مدارس دخترانه بر سر زبانها افتاد و چنانچه در ادامه خواهد آمد به همت حاج ابوالفضل قاضی جهانی در منزل مرحوم حاج محمد تاروردی دبستان دخترانه شمس دایر و شروع به کار کرد و متأسفانه در اثر جهالت، تبلیغ منفی و مقاومت عده ای کوته بین، بیشتر مردم از ارسال فرزندان دختر خویش به این مدرسه امتناع نموده و بدینوسیله موجبات تضرر بعضی از خانوارها را فراهم ساختند لذا انگیزه ای که از طرح این موضوع دارم بیان اینست که متأسفانه برخی از خانواده ها در وضعیت فعلی نیز از ارسال دختران خود به دانشگاه ممانعت نموده و معتقدند دختر بایستی فقط خواندن و نوشتن را یاد گرفته و بعد از آن به خانه شوهر رود. می خواهم به اینگونه از افراد متذکر شوم حال که نسبت به نحوه برخورد گذشتگان معترضیم و ممانعت ایشان در ارسال فرزندان به مدرسه را نکوهش می کنیم پس کاری نکنیم که لعن و نفرین آیندگان را به جان خریده و با اقدامات احساسی، قشری و سطحی خویش آینده فرزندانمان را تباه سازیم.

v مکتب های قاضی جهان

v

پیدایش مدارس جدید در قاضی جهان ـشامل دو کلاس آماده، یک دفتر و دو کلاس نیمه ساخت دیگر بود که در همین سال مدرسه چهار کلاسه آقای وثوقی از منزلش به این مدرسه انتقال یافت.

 

مرحوم فتحعلی ممقانی(سمت راست) در کنار برادر و  پدرش حاج محمود

اولین مستخدم مدرسه آذر آقای اکبر پروین زاده بود و بعد از وی افرادی همچون علیقلی شاطری، احمد رحیم پور، یوسف شریفی، میرزا آقا باقری، مشهدی باقر ظریفی و ابوالقاسم احمدی در این مدرسه زحمات فراوانی را متحمل گردیده اند.

از نکات قابل ذکر این مدرسه در سالهای اولیه ،راندمان و هوش بالای دانش آموزان آن بوده که به گفته جناب آقای حاج ابوالفضل قاضی جهانی در امتحانات نهایی کلاس ششم که همه ساله در دبیرستان پهلوی(دکتر بهشتی) برگزار می شد معمـولاً

دانش آموزان قاضی جهان یا رده اول میانگین نمرات را از آن خود می کردند و یا رتبه دوم را در منطقه آذرشهر کسب می کردند و نیز اینکه در سال 1335 از بین 150 نفر دانش آموز موجود، 32 نفر که مبتلا به بیماری کچلی سر بودند از سوی مدرسه مجبور گردیدند تا بوسیله صابون و دستگاه برقی ویژه بیماری خود را معالجه نمایند.

از دیگر نکات فراموش نشدنی مدرسه آذر این است که در سال 1347 هجری شمسی سقف مدرسه در اثر بارندگی فرو ریخت و مسئولین مدرسه در سال تحصیلی 47 مجبور شدند تا کلاسها را در باغچه باقر نایب در هوای آزاد برگزار نمایند چنانکه اتاقکی نایلونی دفتر مدرسه را تشکیل داده بود.

تعدادی از معلمان مدرسه آذر سال 1356

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در سال 1358 عنوان مدرسه آذر به شهدا تغییر یافت .آمار دانش آموزان این مدرسه به فاصله ده ساله نشان می دهد که به جهت رشد منفی جمعیت در قاضی جهان تعداد نفرات این مدرسه نیز رشد منفی داشته است.

سالتحصیلی

اول

دوم

سوم

چهارم

پنجم

جمع

73-72

46

54

48

48

46

242

83-82

21

27

16

23

21

108

آمار دانش آموزان مدرسه پسرانه شهدای قاضی جهان

 

این مدرسه بارها بازسازی شده و آخرین بار در سال 1380 توسط کمکهای مالی اهالی قاضی جهان و بخصوص جناب آقای حاج غلامحسین فاضلی و همت، تلاش و نظارت افرادی همچون جناب مهندس رحیم باغبان اورندی و جناب آقای ابوالفتح ظریفی تجدید بنا گردیده است.

حاج غلامحسین فاضلی از نوادگان حاج حسین قاضی جهانی ، واقف زمین مدرسه آذر و از افراد نیک روزگار خویش بود می باشد و علاوه بر مدرسه آذر در ساخت محراب و مرمــرکـاری داخلـی مسجــد جامـع قاضــی جهـان و همچنیـن در بازسازی حسینیه

ـ

قاضی جهان کمکهای مالی فراوانی نموده که در این قسمت لازم می دانم از زحمات وی قدردانی نمایم.

در سال 1333 در مدرسه آذر کلاسهای اکابر نیز دایر گردید که شب ها برای بزرگترها و مردان کلاس های درس ویژه ای تعبیه شده بود و آقایان حاج میرزا عبدالله وثوقی، حاج میرزا مهدی وثوقی و حاج ابوالفضل قاضی جهانی دبیران و معلمان آن را تشکیل می دادند.

تاریخ ایجاد دبستان دخترانه در قاضی جهان

اولین دبستان دخترانه آذرشهر در سال 1310 هجری شمسی با عنوان عصمتیه تأسیس و افتتاح گردید و پس از آن دبستان حسینیه ممقان در سال 1313 و سپس دبستان پروین آذرشهر مورد بهره برداری قرار گرفت.

تا سال 1336 به قراری که گفته می شود اکثریت قریب به اتفاق زنان و دختران قاضی جهان از نعمت خواندن و نوشتن محروم بودند و تنها سه الی چهار نفر از دختران طبقه مرفه با استفاده از مدارس دخترانه آذرشهر و تبریز توانستند به مدارج عالی دانشگاهی دست یابند. و چنانچه قبلاً نیز ذکر گردید تحصیل دختران و لزوم باسواد کردن آنان به صورت یک واقعیت و ضرورت اجتماعی مطرح نبود. در سال 1336 همزمان با رواج مدارس تعلیمات اساسی در سطح کشور به همت آقای مبیّن و سرکار خانم منیژه تنها و همکاری جناب حاج ابوالفضل قاضی جهانی اولین مدرسه از این نوع در قاضی جهان با دو کلاس تأسیس و در سال 1337 با عنوان دبستان شمس در منزل مرحوم حاج محمد تاروردی تداوم یافت چنانچه در این سال در حدود 21 نفر دانش آموز دختر در آن به تحصیل مشغول بودند و اگر مقاومت و تبلیغ برخی از قشریون نبود این تعداد از 100 نفر تجاوز می کرد.

این مدرسه در قاضی جهان از نظر محل سومین نقطه بعد از آذرشهر و ممقان بود و از نظر تقدم چهارمین دبستان دخترانه ای بوده که در منطقه آذرشهر مورد بهره برداری قرار می گرفت که بعدها در سال 1350 به مدرسه نوبنیاد اصغرزاده انتقال و پس از پیروزی انقلاب اسلامی به نام 12 فروردین تغییر نام یافت. تعداد دانش آموزان مدرسه 12 فروردین در سال تحصیلی 56 ـ 55 حدود 140 نفر و در سال تحصیلی 73-72 به اتفاق دبستان نفیسه حدود 285 نفر ثبت گردیده است.

غیر از دو مدرسه دبستان پسرانه شهدا(آذر) و دبستان دخترانه 12 فروردین(شمس)، مدرسه راهنمایی پسرانه عدالت (دهقان)در سال 1356، مدرسه راهنمایی دخترانه فجر در سال 1361، مدرسه ابتدائی دخترانه نفیسه در سال 1362، دبیرستان پسرانه 22 بهمن در سال 1372 و دبیرستان دخترانه رضوان در سال 1372 تأسیس شده و هفت مدرسه فوق در حدود 25325 متر مربع از اراضی قاضی جهان را اشغال نموده است.

صمد بهرنگی که بود؟

 

صمد بهرنگی

صمد بهرنگی در تیر ماه سال 1318 هجری شمسی در یکی از خانه های جنوب محله چرنداب تبریز به دنیا آمد. یازده سال از زندگیش را وقف کودکان در روستاهای آذربایجان کرده و در ممقان،آذرشهر،گوگان،قاضی جهان واخی جهان به تدریس پرداخت. او در زمینه ادبیات کودکان کتابهای                             

مطرحی در سطح جهان دارد و در رابطه با مسائل تربیتی ایران مقالاتی نوشته و تحقیقات علمی گسترده ای انجام داده و همچنین فعالیتهای گسترده ای برای جمع آوری ادبیات شفاهی مردم آذربایجان انجام داده که تاکنون سه جلد از آنها با عنوان دفترهای فولکلور منتشر شده است.

او با تسلط و مهارت فراوان، رسالت ترجمه و معرفی آثار و شعر شاعران پارسی زبان به آذری و بالعکس را برعهده گرفت. ترجمه اشعار فروغ فرخزاد، احمد شاملو، نیما یوشیج و ... نمونه ای از آنان است. بهرنگی، معلم، نویسنده، محقـق و مترجم بود و از کتب وی می توان به «الدوز و عروسک سخنگو»،«اولدوز و کلاغ ها»و«ماهی سیاه کوچولو»اشاره نمود.

وی در سال تحصیلی 39-38 مدیریت مدرسه آذر قاضی جهان عهده دار بود.

بهرنگی در داستانهایش از قاضی جهان نیز یاد نموده و « پسرک لبو فروش »و« مغازه مشهدی قلی » از این دست می باشد. وی در سال 1338 مجله آذر را در قاضی جهان به چاپ رسانده و در آن از داستانهایی همچون کچل کفتر باز، قوچ علی و دختر پادشاه و اهمیت وجود فلز سخن به میان آورده است. در مورد مرگ صمد بهرنگی دو نظریه وجود دارد ،یک عده می گویند وی در سال 1347 توسط ساواک کشته شده و از زبان یکی از شاهدان اصلی نیز در مجله آدینه چنین نقل شده است که وی خودش را در ارس غرق نموده است.

 

 

 

با نگاهی به تاریخ پیدایش مدارس به سبک جدید، اولین مدرسه ای که در آذرشهر همزمان با نهضت مشروطیت تأسیس گردید یک باب مدرسه چهارکلاسه بنام میلان بوده که بعلت مخالفتها و تحریک جاهـلان دوام چندانی نیاورده و خیلی زود بسته شد. دومین مورد، مدرسه ای تحت عنوان نجات(فتحی) می باشــد که در سال 1286 هجـری شمسی توسط سیداسماعیل روانبخش از اهالی گوگان در این شهر راه اندازی شد و این مدرسه نیز در اثر ضدیت تعدادی از اهالی و برخی از جهال پس از 4 سال پایداری در سال 1290 هجری شمسی تعطیل گردید.

مرحوم روانبخش سپس عازم دهخوارقان گردید و در آنجا مدرسه نجات را تأسیس نمود ولی در آنجا نیز با وی مخالفت گردید. و بالاخره اولین دبستان دولتی در سال 1299 با نام دیانت احمدی در گوگان دایر و مدیریت این دبستان به سید اسماعیل روانبخش واگذار گردید. در سال 1300 هجری شمسی دبستان بیژن در آذرشهر، در سال 1302 دبستان عنصری در ممقان، در سال 1310 دبستان دخترانه ملی نوید(عصمتیه) در آذرشهر، در سال 1313 دبستان دخترانه نویدیه(حسینیه)در ممقان و پس از آن دبستان شاهپور و دانش در آذرشهر و در نهایت در سال 1317 هجری شمسی اولین مدرسه چهارکلاسه دولتی به همت حاج میرزا عبدالله وثوقی به سبک جدید در منزل وی دایر و دانش آموزان پسر را برای اولین بار پشت نیمکتها قرار داد و بدین ترتیب دانش آموزان با صدای زنگ در کلاسها حاضر می شدند.

قاضی جهان از لحاظ محل، چهارمین نقطه آذرشهر بود که بعد از شهرهای آذرشهر، گوگان و ممقان صاحب مدرسه رسمی می شد و این مدرسه نیز هشتمین مدرسه در سطــح منطقه آذرشهر محســــوب می گردید که بین 40 تا 50 نفر دانش آموز داشت. در سال 1318 مدرسه آذر قاضی جهان به پیشنهاد جناب آقای وثوقی و به یاری و پشتیبانی بزرگان و ریش سفیدانی همچون مرحوم حاج حسین رنجبری، حاج یوسف توکلی، حاج محمود محمدی و تعداد دیگری از معتمدین در محل نصیر باغی از موقوفات مرحوم حاج حسین قاضی جهانی (فاضلی) با خود یـاری مـردم قاضی جهان احداث و در سال 1319 به بهره برداری رسید که

آقای حاج میرزا عبدالله وثوقی به عنوان اولین معلم رسمی قاضی جهان شناخته شده و در سال 1319 در مدرسه آذر شروع به تدریس نمود. شایان ذکر است که وی در این سال ماهیانه 26 تومان از اداره فرهنگ حقوق دریافت می نمود.

مدرسـه آذر مختـص دانش آموزان قاضی جهان نبـود بلکه کودکـان روستـاهای اطـراف آن همچـــون اخی جهان ، فیروز سالار ، دیزج آقا حسن و غلّه زار نیز در آن به امر تحصیل اشتغال داشته و از آن بهره می بردند.

این مدرسه در سال 1331 در زمان مدیریت غلامحسین جمالی وند از چهار کلاس به شش کلاس تبدیل گردید که در این زمان در حدود 100 نفر دانش آموز داشت. که این رقم در سال 1333 هجری شمسی به 120 نفر، در سال 1338 به 160نفر، در سال 1355 به 220 نفر و در سال 1372 به 242 نفرافزایش یافته بود که طبق تحقیقات به عمل آمده فقط 45 درصد افراد حائز ثبت نام در این مدرسه حضور می یافتند و بقیه 55% باقی مانده در اثر جهالت، تعصّبات بی مورد و تحریک والدین اطفال از سوی برخی از قشریون از نعمت سوادآموزی بی بهره بودند.

اگـر بخواهیم مدیران این مدرسه را از شروع سال تحصیلی 1319 بشماریم به ترتیب می توان به آقایان حاج میرزا عبدالله وثوقی، مرحوم ادیب، غلامی، غلامحسین جمالی وند، خباز، حاج ابوالفضل قاضی جهانی، صادقیان،صمد بهرنگی، خشکباری، ناصرالدین قاسمی، حسن بشیرزاده،میر مهدی مسلمی، مرحوم فتحعلی ممقانی، عدالت زاده، جمشید قاضی جهانی ، محمود عباس زاده، حقی، فرج زاده، شهسواری، رهبر، رحمان رضانژاد ومحمدآقامحمدزاده اشاره نمود.از میان این نفرات فقط شش نفر بومی بوده و بقیه نفرات از شهرهای دیگری همچون تبریز،آذرشهر،گوگان،ممقان و فیروزسالار در این مدرسه مدیریت نموده اند.

در مورد حاج میرزا عبدالله وثوقی شرح حال مفصلـی در قسمت مشاهیــر آورده شـده و امّـا در مــورد حاج ابوالفضل قاضی جهانی باید گفت که وی بعد از آقای وثوقی فعّال ترین و پــر تلاش تریـن مدیر قاضی جهان است که خدمات شایسته و درخور توجهی در بسط و توسعه مراکز درسی قاضی جهان بعمل آورده و در تکمیل و تجهیز مدرسه آذر سختی های زیادی را تحمل نموده و مرارت های زیادی را در ایجاد مدرسه دخترانه شمس به عینه دیده و کشیده است.

 

حاج ابوالفضل قاضی جهانی متولد 1314 هجری شمسی بوده و در سال 1322 در مدرسه آذر مشغول تحصیل گردید. وی پس از اخذ دیپلم دانشسرا به استخدام اداره فرهنگ در آمده و در سال 1333 مدیریت مدرسه آذر را برعهده گرفت و پس از پنج سال مدیریت در این مدرسه در سال 1338 به عنوان مدیر مدرسه دیانت احمدی گوگان انتخاب و 4 سال تمام در این مدرسه خدمت نمود وی سپس در سال 1342 به عنوان معاونت آموزش و پرورش آذرشهر منصوب و در سال 1363 هجری شمسی پس از 30 سال خدمت علمی بازنشست گردید.

 

حاج ابوالفضل قاضی جهانی

از دیگر مدیران بومی قاضی جهان می توان به مرحوم فتحعلی ممقانی فرزند حاج محمود اشاره نمود که پس از اخذ دیپلم و تشکیل سپاه دانش به استخدام فرهنگ درآمده و در سال 1346 به عنوان مدیر مدرسه آذر انتخاب و پس از مدتی بر اثر بیماری درگذشت.

همچنان که ذکر گردید قاضی جهان مرکز علم و دانش منطقه بوده ولی متأسف هستیم که قلم به دستان قرون گذشته اثری در اوراق پراکنده زمان درباره قاضی جهان به یادگار نگذاشته اند هر چند تاریخ تأسیس اولین مکتب و شناسائی نخستین مکتب دار قدری مشکل است اما بطور مسلم تدریس علوم قرآنی قرنها در مساجد قدیم تداوم داشته که به علت عدم دسترسی به اسناد معتبر، معرفی این مدرسین ممکن نمی گردد و تا سال 1265 هجری قمری شواهد و قرائن دقیقی از وجود مدارس ومکاتب بزرگ وجود ندارد.

می گوینـد در حدود 1266 هجـری قمـری مقـارن با حکومـت فتحعلی شاه قاجار بزرگـوارانی همچـون ملا احمد(وثوقی) و ملا محمد(وثوقی) مکتب خانه هایی در محل مسجد جامع دایر کرده بودند، دومین مکتب خانه ای که درقاضی جهان دایر گردیده توسط آخوند ملّااصغر(کاظم زاده) بوده که در عهد ناصری در تربیت شاگردان بسیاری نقش عمده ای داشت پس از ملااصغر،مقارن نهضت مشروطیت بزرگوارانی مانند ملا علی و آخوند ملا کاظم(کاظم زاده) در محل مسجد حاج کاظم قاضی جهان و حاج احمد شیخ مؤذن در شربت خانه مسجد ولیعصر مکاتبی تأسیس نموده و به امر تربیت و تعلیم مشتاقان علم و دانش همت نهادند. پس از این دوره و همزمان با دوره رضاخان، بزرگانی همچون آخوند ملاحسینقلی محمد علی زاده در شربت خانه مسجد ولیعصر ،حاج میرزا عبدالله وثوقی در منزل شخصی اش، شیخ علی شیخ علی زاده در مسجد حاج عبدالله و میرزا اسدالله محمدی نیز در منزلش اقدام به تأسیس مکتب خانه نمودند.در سال 1318 هجری شمسی بود که با ایجاد مدرسه آذر پرونده مکاتب قاضی جهان بسته شد اگرچه در سالهای بعد مکاتب و کلاسهای قرآن مختلفی توسط افراد دیگری همچون حجت الاسلام و المسلمین میرزا محمدکاظـم کاظـم زاده در مسجـد حاج کاظـم قاضی جهان، حاج محمود شیخ علی زاده در حسینیه قاضی جهان، حجت الاسلام حاج میرزا علی صالحی و حاج آقا محمودی در مسجد جامع، مشهدی حسین جعفری و تعداد دیگری که ذکر آن در این مجال نمی گنجد دایر گردیده است.

از گویش افراد کهنسال و سالخورده چنین برمی آید که مواد درسی این مکتب خانه ها عموماً قرآن مجید و کتب ترسل، ادبیات عرب و صرف و نحو، نصاب الصبیان، جامع عباسی، تنبیه الغافلین، تاریخ معجم و گلستان و بوستان سعدی بود و چون شهریه اساتید بوسیله اولیاء دانش آموختگان پرداخت می گردید بنابراین فقط فرزندان افراد متمول و ثروتمند در اینگونه کلاسها شرکت می جستند و بقیه افراد جامعه از نعمت کسب علم محروم بودند و حد متوسط نوآموزان مکاتب 20 الی 30 نفر بود و معمولاً از این تعداد تجاوز نمی کرد ونهایتاً در مراسم ختم قرآن که معمولاً با حضور ریش سفیدان، بزرگان منطقه و اولیای اطفال برگزار می شد برخی از اساتید خلعت و انعام فراوانی از بستگان نوآموزان دریافت می کردند.

همچنانکه در پیشینه قاضی جهان ذکر گردید قاضی جهان مرکز علم و دانش و پرورنده اندیشمندان بزرگی بوده و بعنوان مهد فکر و اندیشه در منطقه همواره مورد توجه شهرها، روستاها و آبادیهای اطراف بوده و مردم مناطق مختلف ،مسائل، مشکلات و اختلافات خود را به قاضی جهان ارجاع می داده و معمولاً این نقطه از منطقه حلاّل مشکلات و قضاوت کننده و حکم دعاوی آبادیهای دور و نزدیک بوده و به علت وجود فرهیختگان علمی و بزرگان اندیشمند، همواره پرچمدار فرهنگ منطقه و صادر کننده خصایل و آداب و سنن نیکو بوده است امری که بزرگان و ریش سفیدان شهرهای آذرشهر، گوگان و ممقان در ملاقات های حضوری مؤلف با ایشان بـر آن صحـه گزارده و از آن تمجید نموده اند. چنانچه وجـود بزرگانی همچـون پیر خواجه، شیخ جهان و عالمان و متفکران مختلف در دهه ها و سده های گذشته مؤید این امر می باشد.

قبل از هرگونه بحثی پیرامون تاریخچه فرهنگ لازم است به چند نکته اساسی اشاره گردد:

الف ـ آنچه از مطالعه وضعیت آموزش علم در دوره های گذشته و دنیای قدیم بدست می آید حاکی از نوعـی تبعیـض بین طبقـات مختلف جامعه است که بالطبع قاضی جهان نیز از این امر مستثنی نبوده و علم آموزی در انحصار طبقات بخصوص جامعه قرار داشت و تحصیل دانش انحصاری بود و فقط به طبقات خاصی از جامعه اجازه کسب علم و دانش داده می شد چرا که بزرگان آبادیها، شهرها و نیز حکومتهای وقت، فهمیدن را مغایر منافع خویش تلقی می کردند و در دوره های بعد از این نیز باز به دلیل وجود شهریه های مختلف جهت علم آموزی فقط طبقه های مرفّه جامعه توانایی ادامه تحصیل را داشته و گروههای بی بضاعت از آن محروم بودند.

ب ـ با برچیده شدن مکاتب سنتی و پیاده شدن نظام جدید تعلیمات عمومی در سطح کشور و مبارزه این نظام با افکار سنتی و گاه کهنه، مخالفت قشریون، سطحی نگران و متحجران ناآگاه را بر علیه تازه های آموزش و پرورش برانگیخت و نوعی بدبینی مردم را در برابر برنامه های مترقی آن سبب ساز گردید بطوریکه بیشتر مردم از ترس اینکه اطفال آنها« بی دین» خواهند شد سالها از اعزام فرزندان خویش به مدارس جدید خودداری کردندوبدین ترتیب ضربات جبران ناپذیری رابر پیکره فرهنگ قاضی جهان وارد آوردند.

ج ـ وجود انواع تنبیه های شدید و سخت درگذشته نه چندان دور در مدارس باعث برخی از تردیدها در ادامه تحصیل و گاه موجبات فرار برخی از دانش آموزان را فراهم ساخته و از این طریق نیز خدشه مهلکی بر بالا بردن میزان آگاهیهای مردم وارد ساخت.

د ـ آنچه بدیهی است درگذشته، دختران و زنان قاضی جهان از نعمت خواندن و نوشتن محروم بودند و فقط پسران و مردان می توانستند کسب علم نمایندو سوادآموزی دختران و لزوم باسواد کردن آنان به صـورت یک واقعیـت و ضـرورت اجتمـاعی مطـرح نبود و باسواد شدن این طبقه، پیوسته با مخالفت خانواده های قشری روبرو می گشت و در حدود سه الی چهار نفر از دختران قاضی جهان در چنین شرایطـی توانستـه بودند با ثبـت نام در مدارس مختلط آذرشهر و تبریز ادامه تحصیل داده و به مدارج عالی

وجه تسمیه و پیشینه تاریخی قاضـی جهان

 وجه تسمیه و پیشینه تاریخی

با نگاهی گذرا به واژه ها و اسامی کشورها، شهرها، روستاها و نقاط مختلف، چنین استنتاج می گردد که اسامی و وجه تسمیه نقاط مختلف دنیا تحت تاثیر وقایع اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و رویدادهای تاریخی و همچنین پتانسیل ها و ظرفیت های موجود آن شهر قرار گرفته و تمامی نقاط قوت و گاهاً نقاط ضعف آن را در بر می گیرد و در این امر قاضی جهان نیز نمی تواند از آن مستثنی گردد. در یک بررسی کلـی آنچه بر می آید این است که در کتابها و تواریخ مختلف مورخان مطلب مشخص و شاقی در مورد قاضـی جهان نیامده و مطلبـی به همین نـام ذکــر نگردیده است ولـی می تــوان از مطالبـی که در مورد « دهخوارقان» گفته شده چنین برداشت نمود که قدمت قاضی جهـان به دوره قبــل از اسلام یعنی زمان ساسانیان بـرمی گردد.
یاقوت حموی، سیاح و جهانگرد رومی الاصل در سال 621 هـ .ق درباره توفارقان می نویسد:
« نام این شهر، ده نخیرجان، ده خرقان بوده و نخیرجان اسم خزانه دارکسری انوشیروان پادشاه ایران بود و این روستا بنام وی معروف شده است. نخیرجان یا اخیرجان (اخی جهان) یکی از روستاهای نزدیک دهخوارقان در 6 کیلومتری آن است که در قدیـم شاه نشین بوده و خزانه انوشیروان در حدود قوم باغی (باغ شن)- باغی در قسمت جنوبی فیروز سالار ـ به زیر خاک رفته که پادشاه ترک آن دیار کرده است».

 

                                عمارت قوم باغی

                                                    عمارت قوم باغی در فیروزسالار


استاد بهروز خاماچی در کتاب فرهنگ جغرافیای آذربایجان شرقی مطالبی در مورد آذرشهر و منطقه اطراف آن بیان کرده است که این نوشته ها شامل قاضی جهان هم می گردد. در صفحات 158و159 همان کتاب چنین آمده است:
« بقایای آتشکده ها و آتشگاهها و اسامی کهن و قدیمی نظیر گوور قبری و گوور اجاقی در نزدیکی توفارقان و روستا های اطراف آن نشاندهنده آن است که قدمت این شهر به دوره اشکانیان و ساسانیان حتی هخامنشیان می رسد».
حمدالله مستوفی که به تاریخ 740 هجری قمری نزهه القلوب را نوشته از آذرشهر دیدن کرده و در این کتاب آنجا را دهخوارقان نامیده است و معتدل بودن هوا و فراوانی باغستانها و بسیاری انگور و نکوئی غله و پنبه آن را ستوده است. حمدالله مستوفی در این کتاب هشت ده را از توابع دهخوارقان خوانده است که قاضی جهان یکی از این هشت ده مورد نظر مستوفی بوده است.
همچنانکـه گفتـه شد یاقـوت حموی باغــی در نزدیـک فیروز سالار را خزانـه انوشیروان دانسته است.
« قوم باغی» باغی است در قسمت جنوبی فیروز سالار و در شمال غربی قاضی جهان قرار گرفته است و آنچنانکه از نامش پیداست باغ شن زاری می باشد که نخیرجان (نخوارگان)خزانه دار کسری، خزانه شاهی را در آن نگهداری و ضبط نموده بود. در وسط این باغ عمارتی قدیمی قرار گرفته است که بارها تجدید بنا شده و استخری گرد دارد که نظیر این استخر در هیچ جای استان مشاهده نگردیده است . تحقیقات انجام گرفته نشان می دهد قاضی جهان نخچیرگاه خسرو پرویز بوده و در ایام تابستان با خدم و حشم و بزرگان دربار جهت شکار به این منطقه عزیمت می نموده است.

این منطقه در زمان هلاکوخان مغول نیز بدلیل آب و هوای خوش و باغستانهای پر میوه جهت استراحت و خوشگذرانی مورد توجه خانان مغول قرار گرفته است. و به روایتی هلاکوخان در قاضی جهان دفن شده است.
عباس مهیار درشماره173مجله « هنر و مردم » در مورد توفارقان می نویسد:
« توفارقان شاهد زوال حکومت هلاکوخان می شود، جنازه هلاکوخان به توفارقان حمل و از آنجا به جزیره شاهی (یکی از جزایر دریاچه ارومیه)برده می شود که خزاین خاقان مغول در آنجا دفن بود و به احتمال قوی نزدیک توفارقان، پای قیزیل داغ در میان دره ای بخاک سپرده می شود».
لردکرزن در کتاب جهانگردی ایران می نویسد:
« اگر چه در شهر مراغه جایی به نام قبر هلاکو معروف شده اما قطعاً قبر اونیست شاید مادرش یا از زنانش در آن جا به خاک رفته است».
همچنین از آنجایی که در تحقیقات به عمل آمده در آق گنبد یا قلعه هلاکوی جزیره اسلامی اثری از قبر هلاکوخان دیده نشده است این حدس با توجه به احتمال عباس مهیار قوت می گیرد که ممکن است قبر هلاکوخان از نوادگان چنگیز خان مغول و برادر قوبلای قا آن در قاضی جهان بوده باشد ، قاضی جهانی که درست در دره ای در پای قیزیل داغ قرار گرفته است.
آنچه معلوم گردیده این است که نخیر جان برادری به نام جهان داشته که در دستگاه کسری ، مفتی و قاضی بزرگی بوده است. می گوینـد این دو برادر هر کدام تصمیـم به ایجـاد آبادی می گیرنـد که یکی اخی جهان و دیگری قاضی جهان را آباد می کند که هر آبادی به اسم خود آنها معروف می گردد.
نظر و دیدگاه دیگری نیز وجود دارد و آن اینست که این آبادیهای مورد نظر قبلاً بوده و این دو شخص آنها را بین خود تقسیم و بنام خود اسم گذاری نموده اند و نظر سومی که باز به نظر میرسد صحیح باشد این است که این دو برادر به اتفاق تنها خواهرشان در این منطقه ساکن بوده اند و پس از مدتی زمینهای آن را به سه قسمت مجزا تقسیم نموده اند: قسمت اول که شامل زمینهای اخی جهان است به نخیرجان، قسمت دوم که شامل زمینهای قاضی جهان است به جهان و قسمت سوم که از حد فاصل باغات یوشانلو به طرف دهخوارقان بوده است به خواهر این دو تعلق گرفته است و در واقع دهخوارقان را خواهر جهان آباد نموده و کلمه دهخوارقان از« ده خواهر قاضی جهان» گرفته شده است. لازم به ذکر است که قاضی جهان مهد علم و دانش منطقه بود و به عنوان حلال اختلافات مردم آبادیها و شهرهای اطراف مطرح بوده است.
در این قسمت لازم می دانم نکاتی را در مورد « قاضی جهان» وزیر شاه اسماعیل و شاه طهماسب صفوی جهت تنویر افکار عمومی بیان کنم تا تعدادی از خوانندگان را از عدم نسبت وی به این منطقه آگاه سازم چرا که برخی از افراد معتقد هستند وی، قاضی جهان را بنیان گذارده است.
« قاضی جهان» وکیل از سادات سیفی قزوین و مردی دانشمند وباکفایت و منشی خوش خط و عبارتی بود که به حسن خلق و ادب و تواضع شهرتی تمام داشت. وی که به اعتمادوالدوله حسنی شهره بوده در اوائل حال ملازم قاضی محمد کاشی وزیر شاه اسماعیل صفوی بود و در وکالت میرزا شاه حسین، وی به اتفاق خواجه جلال الدین محمد تبریزی وزیر میرزا شاه حسین بود. پس از قتل میرزا شاه حسین به دست مهتر شاه قلی رکاب دار، خواجه جلال الدین جانشین وی گردید. اما دولت وی سخت مستعجل بود و هنوز وزارتش به سالی نرسیده بود که به امر دیو سلطان روملو وی را در حصیر پیچیدند و آتش زدند و امر وزارت شاه اسماعیل بالاستقلال به قاضی جهان رسید. پس هنگامی که شاه اسماعیل در گذشت طهماسب میرزا که در آن زمان 10 سال و 6 ماه داشت به کمک سران قزلباش و قاضی جهان حسنی وزیر به جای پدر نشانده شد. همزمان بین دو طایفه نیرومند استاجلو و تکلو به نحوی که در کتب تاریخ ذکر شده رقابتی شدید پدید آمد و کار به قتل و کشتار رسید و در این آشوب، قاضی جهان به گیلان افتاد و مدتهای مدید محبوس و زیر شکنجه مظفر سلطان بود. وقتی مظفر سلطان گرفتار شد و به امر شاه طهماسب او را در قفس کردند و از منازه مسجد نصریه تبریز آویخته و آتش زدند، قاضی جهان بار دیگر در وزارت استقلال یافت و پانزده سال در این سمت باقی ماند. در پایان عمر، چون از حرکات شاه طهماسب (که می خواست شخصا به دفاتر دخل و خرج ممالک برسد) استشمام بی مهری کرد از خدمت استعفا نمود و شاه هم از خدا خواسته بی درنگ استعفای وی را پذیرفت و پشیمانی قاضی جهان از تقدیم استعفا سودی نبخشید.
قاضی جهان در سال 956 هجری قمری در گذشت و در شاهزاده حسین (امامزاده) قزوین به خاک سپرده شد، ماده تاریخ وفاتش را چنین یافتند:
بکاهی چو آحاد قاضی جهان           بیا بی ز تاریخ مرگش نشان

بدین معنی که « قاضی جهان » به حســـاب ابجد970 می شـــود و چــــون از آن رقــــم 14 (دوالف =2وح=8ود=4) یعنی آحاد نام مذکور را کم کنیم عدد 956 یعنی سال وفات قاضی جهان بدست می آید. لذا از آنچه گفته شد و با توجه به اسناد دیگر، این مسئله در ذهن تداعی می شود که وی هیچگونه نسبتی با مردم این دیار نداشته و فقط تشابه اسمی داشته است.